این موقع‌های سال که می‌شه، صدای شکستن پوست گردو و ظرفی که کم‌کم پر…

این موقع‌های سال که می‌شه، صدای شکستن پوست گردو و ظرفی که کم‌کم پر می‌شه؛ بوی گردوی تازه‌ای که توی خونه می‌پیچه …
دستایِ رنگ گرفته‌ی مامان و بابا که وقتی گردوها رو پوست می‌کنن سیاه می‌شن و هیچ اهمیتی براشون نداره، دستایی که هر لحظه درحالِ رقم زدنِ یه حس خوبه ...
❤3
۱۳ آبان ۱۴۰۵ ۷۵۰ ۳