يه بار خيانت ديدم و همون يه بار كافى بود
تا بفهمم اين دردرو حتی براى دشمنای خودمم
نمىخوام.
اون شبايى كه تا صبح بيدار مىمونى، همهی
مكالمههارو هزار بار مرور میکنی و به تمام
اون حرفای قشنگ و حسهای خوب شک
میکنی و با خودت میگی:
«كجاى من كم بود؟»
«مگه چی كم گذاشته بودم؟»
«همه حرفاش الکی بود؟»
«همهی اون نگاهاش ساختگی بود؟»
این افکار، آدمرو از بيرون نابود نمىكنه
از درون خُردش مىكنه. براى همين،
حتی اگه يه روز دلم از يكى بگیره، حتی اگه
ارتباطم باهاش تموم بشه، حتی اگه دیگه هیچ
حسی نمونه، بازم حاضر نيستم با خيانت ازش
عبور کنم.
چون هيچ آدمی حق نداره يه نفررو تا صبح
بيدار نگه داره، فقط با اين فكر كه:
«مگه من براى دوست داشته شدن كافى نبودم؟»
خيانت فقط شروع یه رابطهی جدید،
پنهان از چشم آدم فعلی زندگیمون نیست،
خیانت یعنی آسیبِ تقریبا دائمی وارد کردن
به احساسات، عواطف، اعتماد و روح یک انسان!
خیانت؛ احساسات یه آدم سالمرو برای سالها
خطخطی میکنه، عواطف یه آدم سالمرو تا
مدتها زمخت میکنه، اعتماد يه آدم سالمرو
براى زمان زیادی پر از بدبینی میکنه، و روحشرو
خراب میکنه!
خیانت، چنان زخمی به آدمها وارد میکنه که
از زخم ترک شدن هم دردناکتر و عمیقتره!
Forwarded fromچنل ابطحی
August 26, 2026 21