ما از زندگی مشترک، مثل یک دست لباس استفاده کردیم. ما زندگی را و عشق را یک دست لباس دانستیم. زمانی که خریدیمش، نو بود و زیبا و مناسب، جذاب و توجهبرانگیز؛ خیرهکننده در هر محفل و میهمانی. آهستهآهسته اما کهنه شد، ساییده شد، رنگ و رویش رفت، از شکل افتاد...
چرا؟ چرا فرصت دادیم که زمان، با عشق، با زندگی، همانگونه رفتار کند که با آن پیراهن سُرمهیی تو کرد که من آنقدر دوستش داشتم...
یک عاشقانهی آرام | #نادر_ابراهیمی
#ملمات
4September 7, 2026 91 2