اما وقتی آن ( پیکر ) را بالا بردم مردم خرسند بودند. وقتی بالاخره او… — مهمات — TG.ME

مهمات#پیشنهاد_کتاب جلاد /پر لاگرکویست، ترجمه مهرداد بازیاری رمانی از نویسنده سوئدی برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۱ از پشت جلد کتاب: «جلاد تاملی بر رابطهٔ انسان با شر است. این اثر مفخر و جاودان نه دربارهٔ جنگ بلکه دربارهٔ وقایعی است که پیش از جنگ می‌آید و…
اما  وقتی آن ( پیکر ) را بالا بردم مردم خرسند بودند. وقتی بالاخره او را در آنجا آویزان دیدند، جیغ کشیدند و هورا کشیدند. من هرگز چنین شادی را در محل اعدام ندیده بودم.
و مردم  ، آن مرد بیچاره را به تمسخر گرفتند ،   و هورا کشیدند ،  و به او خندیدند زیرا آن مرد  باور داشت  که منجی و  مسیح آنها ست و آنچه هست که  آنها می‌گفتند . او چشمانش را بست تا از نگاه کردن به کسانی که قرار بود نجات دهد، اجتناب کند. و شاید تلاش کرد فکر کند که او هنوز پادشاه آنها و برگزیده ی  خدا ست. تاجی از خار که بر سر او گذاشته بودند.....

@mohem_mat
😢10👍3💔3❤1
September 5, 2026 2.8K 9