کیوان خسروانی و تاریخِ فراموش‌شده‌ی مدرن‌شدن ایران کیوان خسروانی… — مهمات — TG.ME

🔺کیوان خسروانی و تاریخِ فراموش‌شده‌ی مدرن‌شدن ایران

کیوان خسروانی  معروف به کیوان نامبروان امروز در پاریس درگذشت.
معمار، طراح و یکی از چهره‌های مهم مد و لباس در ایران که خاطره‌ی نسلی بخشی از نسل دهه‌های چهل و پنجاه به شمار می‌رود.

وقتی از ایران دهه‌های چهل و پنجاه سخن می‌گوییم، معمولاً سیاستمداران، رهبران سیاسی، قهرمانان ورزشی، شاعران و هنرمندان نامور را به یاد می‌آوریم. در حالیکه بخش مهمی از واقعیت آن دوره، از تغییر الگوهای مصرف و سبک پوشش گرفته تا شکل‌گیری فرهنگ جوانان و طبقه متوسط جدید، کمتر دیده می‌شود.
چرا که در روایت های رایج کمتر جا برای تاریخ اجتماعی و اشخاص و جریانات تحول‌ساز نامربوط به روایت‌های سیاسی تاریخ جا باز می‌شود.

خسروانی با تأسیس بوتیک‌هایی مانند Number One و Miss Number One در دهه پنجاه و همکاری در تأسیس Elegant 27، در دهه ۱۳۴۰ در تغییر سلیقه و سبک پوشش نسل جوان ایرانی نقش داشت. خسروانی بدور از هیاهوی سیاست و در بطن جریان زندگی روزمره یکی از چهره‌های برجسته و شتاب‌دهنده تحولی بزرگ‌تر بود که در متن جامعه ایران در جریان بود.

ایران پیش از این نیز، همانند بسیاری از جوامع اروپایی در اواخر قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم، نوعی اوت‌کوتور بومی داشت؛ یعنی سنتی از خیاطی و دوزندگی فاخر که به طبقات ممتاز محدود بود. در دوره قاجار و پهلوی اول، لباس بخشی از یک نظام گسترده‌تر آداب و پروتکل اجتماعی بود؛ همان‌گونه که نحوه غذا خوردن، سخن گفتن و رفتار نیز تابع قواعد و هنجارهای طبقاتی بود.

تحولی که در دهه‌های چهل و پنجاه رخ داد، تا حد زیادی حاصل بزرگ‌تر شدن اقتصاد، افزایش درآمد و گسترش طبقه متوسط شهری بود. مد و پوشاک به‌تدریج از انحصار اقلیتی ممتاز خارج شد و به بازار گسترده‌تری راه یافت. بوتیک‌ها، پوشاک آماده و فرهنگ جدید مصرف، لباس را از یک کالای صرفاً ضروری به بخشی از سبک زندگی، تمایز اجتماعی و بیان هویت تبدیل کردند.

هم‌زمان با این تحول، در دهه پنجاه نوعی فرهنگ انقلابی نیز شکل گرفت که هم در جناح اسلام‌گرا و هم در بخش‌هایی از چپ، نسبت انتقادی با «اخلاق بورژوایی» و مظاهر تجمل و مصرف داشت. این نگاه، که ریشه‌هایی در اخلاق مذهبی و نیز در سنت‌های چپ ضدبورژوایی داشت، ساده‌پوشی و پرهیز از تجمل را به فضیلت تبدیل می‌کرد.

پس از انقلاب، این نگرش در کنار جنگ، کمبود و اقتصاد دولتی، در مواردی از ساده‌پوشی به نوعی ژنده‌پوشی ایدئولوژیک نزدیک شد؛ وضعیتی که از برخی جهات یادآور تجربه چین در دوران مائو و انقلاب فرهنگی بود. مردم همانند یکدیگر لباس مس‌پوشیدند و گویی یک طرح ژنریک‌سازی لباس به راه افتاده بود که سادگی و رنگ‌های تیره در کانون آن قرار داشت.

دهه ۱۳۶۰ دوره کمبود، جنگ و جیره‌بندی بود و فاصله‌ای چشمگیر با فضای رو به گسترش مصرف و تنوع سبک زندگی در دهه‌های پیش از انقلاب داشت. در این فضای هستی‌شناختی ویژه، حتی بیان نام و خاطره کسانی چون خسروانی بدون احساس گناه و شرم ممکن نبود.
از دهه ۱۳۷۰ به بعد، اما بازار مصرف و تنوع سبک زندگی دوباره گسترش یافت و با ورود ماهواره، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، این روند شتاب بیشتری گرفت.

به این ترتیب، ایران در دهه‌های اخیر برخی از روندهای اجتماعی دهه‌های چهل و پنجاه را، البته در شرایطی کاملاً متفاوت و به صورت فشرده دوباره تجربه و حتی به نوعی گسست پیشین را جبران کرد؛ اما نام بسیاری از کسانی که در شکل‌گیری آن تجربه نخست نقش داشتند، برای نسل‌های جدید ناشناخته باقی ماند.

حتی جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نیز به نوعی می‌توان، در امتداد کشمکشی چند دهه‌ای بر سر مالکبت بدن، پوشش، سبک زندگی و حق انتخاب فردی دید. کشمکشی که با برداشت‌های نیرومند تازه از فردیت و خودمختاری انسان پیوندی تنگاتنگ دارد.

اهمیت تاریخی پدیده‌هایی نظیر کیوان خسروانی نیز در همین‌جاست. او بخشی از دوره‌ای را نمایندگی می‌کرد که در آن لباس از یک نیاز روزمره به نشانه‌ای از طبقه، نسل، سبک زندگی و هویت فردی تبدیل می‌شد. فهرستی که محدود به او نیست و در روایت‌های تاریخ اجتماعی باید به آنها پرداخته شود.
یادکرد نسبتا پررنگ او در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان نشان دیگری از پیوند خوردن ذهنیت جمعی با فضای بین‌الأذهانی ایران پیش از انقلاب است. زمانی که جدا از برخی تحولات رادیکال زیر پوست شهر، سیاست زندگی در مرکز جریان اصلی زندگی اجتماعی قرار داشت.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
❤26👎6👍5🤷‍♂1🤬1
September 4, 2026 3.8K 56