این روزها و فضای ارتباط‌ها خیلی چالشی شده. این حسِ تعلیقِ… — Mofattesh | مفتش — TG.ME

این روزها و فضای ارتباط‌ها خیلی چالشی شده. این حسِ تعلیقِ موقعیت—منتظر فروپاشی حکومت، منتظر حمله، منتظر توافق، منتظر جامِ زهر—تجربه‌ی خاصیه که نسل ما داره از سر می‌گذرونه؛ تجربه‌ای که بعضی از نسل‌های گذشته هم داشته‌اند، البته بدون ثبت گاهی در «فضاهای مه‌آلودتر» توصیف می‌کنند.

الان چهل‌وچند سال از عمر حکومت جمهوری اسلامی گذشته و در این مدت، یک «ثبات نسبی» وجود داشته؛ ثباتی که «اگر از منظر حکومتی بهش نگاه کنیم، برقرار بوده». در دل این ثبات نسبی، جنگ هشت‌ساله رو داشتیم؛ جنگی با التهاب و سختیِ فراوان. اما متأسفانه از اون‌جایی که تاریخ شفاهی ما ناقص بوده و هست، روایت‌های زنده و لحظه‌به‌لحظه، سینه‌به‌سینه منتقل نشده. آدم‌ها کمتر تونستن حس و حال واقعی اون روزها رو ثبت و روایت کنن؛ برخلاف اتفاقی که «امروز» داره می‌افته.

«امروز» خیلی‌ها دارن تحلیل می‌کنن: چه اتفاقی قراره بیفته؟ چقدر طول می‌کشه؟ به کجا می‌رسه؟ تفاوت مهمِ امروز با گذشته اینه که شبکه‌های اجتماعی باعث شدن آدم‌ها ثبت کنن. احساسشون رو می‌نویسن؛ توی توییتر، اینستاگرام، یا هر جای دیگه حرف می‌زنن. اما لابه‌لای این همه واکنش و رفتار افراطی، خیلی از اون حس‌های انسانی و واقعی گم می‌شن؛ در حالی که خوبه اون‌ها هم دیده بشن.

«الان» کل جمعیت ایران توی حالتی غم‌انگیز، سرگوار و ناراحت‌کننده‌ست؛ جامعه‌ای که نمی‌دونه دقیقاً باید چی کار کنه. هر کسی هم نظری می‌ده، بلافاصله با حمله مواجه می‌شه. انگار امکان نظر دادن بدون هزینه از بین رفته.

در ماه‌ها و سال‌های اخیر، یکی از مفاهیمی که تحلیلگرها زیاد درباره‌ش حرف می‌زدن، این بود که اگر چنین فضایی ایجاد بشه، جامعه به سمت رادیکال‌تر شدن می‌ره. دقیقاً همون حالتی که الان داریم تجربه می‌کنیم. جامعه واقعاً رادیکال‌تر شده. اما وقتی می‌گن «جامعه رادیکال شده»، خیلی‌ها معنای اجتماعی این کلمه رو نمی‌فهمن. مثلاً برای من که ریاضیم خوب نیست، «خودِ کلمه‌ی رادیکال» مفهوم ملموسی نداره.

ولی به زبان ساده، ما داریم سفت‌تر می‌شیم. نرمش‌ها رو راحت از دست می‌دیم. برخوردهای چکشی برامون جذاب‌تر شده. انقلاب رو به اصلاح ترجیح می‌دیم. جنگ رو به مذاکره. و این نگاه اومده و وارد لحظه‌به‌لحظه‌ی ارتباطات روزمره‌مون شده. تقریباً همه‌مون، کم‌وبیش، درگیر همین وضعیتیم.

دیگه با کسی نمی‌شه حرف زد. نمی‌شه گفت من مخالف توام، یا نظرم یه چیز دیگه‌ست. نظرات خیلی سریع کُدبندی می‌شن. اگر بگی من جنگ نمی‌خوام، من انقلاب نمی‌خوام، فوراً این‌طوری تفسیر می‌شه که «پس تو حتماً فلان چیز رو می‌خوای». و متأسفانه کاریش هم نمی‌شه کرد.

این باتلاقی که جمهوری اسلامی برای ما درست کرده، خودش هم توش دست‌وپا می‌زنه. هر چی بیشتر دست‌وپا می‌زنه، بیشتر فرو می‌ره. جامعه هم همراهش فرو می‌ره؛ «اما نه کاملاً، نه یک‌دست». و همین وضعیت، هم دردناک‌تره، هم فرساینده‌تر.

@Mofattesh
February 8, 2026 110