Forwarded fromHidden Chat
گفتم: فکر هایم آهسته شده اند. برای برداشتن کوچک ترین قدم، جوانب هزار چیز در ذهنم به جنبش درمیآید. احساس میکنم مغزم را مین گذاری کرده اند. پرسید: و قلبت؟ گفتم: از انفجار آن مدتهاست که میگذرد.
June 12, 2026 405 2
گفتم: فکر هایم آهسته شده اند. برای برداشتن کوچک ترین قدم، جوانب هزار چیز در ذهنم به جنبش درمیآید. احساس میکنم مغزم را مین گذاری کرده اند. پرسید: و قلبت؟ گفتم: از انفجار آن مدتهاست که میگذرد.