"تابستان سال 1890 بود. من توسط چیزی به اینجا کشیده شده بودم. چیزی زیبا که در تاریکی میدرخشید. شاید میشد بهش گفت نورِ امید.
این داستان اینه که من چطوری شروع به راهرفتن کردم.
نه به صورت فیزیکی، بلکه به معنی راه رفتن در مسیر مردانگی."
Forwarded from𝐋𝐀 𝐕𝐈𝐃𝐀 𝐋𝐎𝐂𝐀🐎
September 25, 2026 20 1

