اولیش ، چنل شو ها و ولاگ های جی ایدل با زیرنویس بود ، انگار به همه خوش میگذشت ، ولی اولش انگار همه چیز بهتر بود اما بعدش برای بقیه حوصله سر بر شد ، بنابراین همه رای گیری کردن و تصمیم گرفتن که بیایم و از میون بزاریم ، وقتی میون شد انگار دیگه هیچ کس خوشش نمیومد .. براشون زده شده بود و سریع برمیگشتن خونه هاشون اما فقط چند نفری مونده بوده که چی میشه ...
مدام افراد جدید اضافه و همچنین کم میشد اما دیگه خلبان این سفر خسته شده بود از این همه رفت و امد .. تصمیم گرفت که برای همیشه از کارش خداحافظی کنه چون اون خسته شده بود و دیگه کسی نبود کمکش بکنه ... البته به کمک هم نیاز نداشت چون اون مثل قبل اشتیاق کارشو نداشت ...
نامه ی کوچیک خلبان به همسفراش :
سلام به همه نورلندای قشنگم امیدوارم که تا اینجای سفر بهتون خوش گذشته باشه ! راستش ادم نمیتونه همیشه یه کاریو ادامه بده نه ؟! کار من سخت بود نمیتونستم دیگه ادامه بدم و نیاز به استراحت دارم ... ممنونم از همه یارانم که همراهم بودن ! شاید باورتون نشه اما به من خیلی خوش گذشت ! اگه تونستم شاید بیام و با همدیگه سفر کنیم به جاهای مختلف ! دوستتون دارم ! 👀💓اگه خیلی دوست داشتید با خلبان در ارتباط باشید اینجا پرایوتش هست !
ایدیمم اینجاست ~
اینجا هم خواستید جوین شید من هستم 🤨
مرسی که همراه من بودید 💋