بلاخره نطق کلام باز کردم
بلاخره بیان شد
گفته شد
زده شد
راحت شد
اسوده شد
اسودگی اغاز شد
راحتی بیان شد
آرامش را میخاهم
ارامش را به من هدیه بدهید
من پول نمیخاهم
سکه نمیخاهم
انار نمیخاهم
ارامش را بدهید
ارامش را بیاورید
سرخاب و سفیدابش کنید
نازش را بخرید اما
بیاورید
آرامش من را مراقبت کنید
آرامش من را ببوسید
آرامش من را ببینید
میدرخشد؟
زندگی میدهد؟
اگر درخشان است پس کور شوید
چشم درویش کنید و نبینید
به خدا قسم که این آرامش ما دیدن ندارد
به خدا قسم که جز درد سر سودی ندارد
به خدا قسم که این زندگی از تکرار به تغییر میرسد
2
1
1September 8, 2026 50