یادداشت‌های میم_ب: post #766 — TG.ME

Forwarded fromقصقصه

چت‌ جی‌پی‌تی با نگرانی گفت «چرا این را می‌پرسی؟ اگر بگویی چرا این را می‌پرسی می‌توانم بهتر راهنمایی‌ات کنم». گفتم « برای نوشتن یه داستان مي‌خوام تصویری داشته باشم» گفت «برای داستان‌نویسی تصور کردن این فرایند از بعد حسی و روایی، نه صرفا پزشکی، معمولا مفیدتر است. چیزی که مهم است این است که بدن در زیر خاک «ناپدید» نمی‌شود؛ بلکه آرام آرام به بخشی از چرخه‌ی طبیعت تبدیل می‌شود. اگر شخصیت داستانت شش ماه پیش دفن شده باشد با این وضعیت روبه‌رو خواهی بود (در یک قبر معمولی و آب‌و‌هوای معتدل): • چهره دیگر قابل تشخیص نیست یا فقط تا حدی قابل شناسایی است. • حجم بدن به‌طور محسوسی کاهش یافته است. • بافت‌های نرم تا حد زیادی تجزیه شده‌اند اما هنوز بقایایی از آن‌ها روی استخوان‌ها وجود دارد. • اسکلت نمایان نشده و بدن هنوز یکپارچگی خود را حفظ کرده است. از نظر فضاسازی بر خلاف تصور رایج در فیلم‌ها، قبر بعد از شش ماه صحنه‌ای ترسناک نیست. بیشتر حس آن سکون، فرسودگی و گذر زمان است؛ طبیعت در حال بازپس گرفتن چیزی است که روزی بدن انسان بوده است. اگر بگویی داستانت در چه اقلیم و کشوری اتفاق می‌افتد می‌توانم تصویر دقیق‌تر و از نظر پزشکی قانونی باورپذیرتری ارائه کنم. می‌بندمش. این جور داستان‌ها در کدام اقلیم رخ می‌دهند؟ • «اعمال انسانی» را برمی‌دارم. ورق می‌زنم. صفحاتی را که با زجر و ضجه خوانده بودم. رنج برده بودم از شباهت آن‌چه در ماه می ۱۹۸۰ در گوانگجو رخ داده بود با قلع و قمع هزاران هزار سرو ایرانی در دی ماه سال ۱۴۰۴. رمان فقط درباره آن چند روز قیام نبود. هان کانگ در هر فصل زندگی شخصیت‌های درگیر کشتار را دنبال می‌کرد و زمان را مدام جلو می‌برد. از روزهای قیام به ماه‌ها و سال‌های بعد از آن، از دهه ۱۹۸۰ تا اوایل ۱۹۹۰. او در سرتاسر کتاب این را می‌پرسید که خشونت سیاسی چه اثری روی بازماندگان، خانواده‌ها، حافظه‌ی جمعی و نسل‌های بعد می‌گذارد؟ • امروز از کشتار دی‌ماه شش ماه گذشته است. سروهای مدفون زیر خاک به استخوان نرسیده‌اند. وظیفه‌ی زنده‌مانده‌ها، روایت کردن است و از یاد نبردن. نوشتن و ثبت کردن و در حافظه‌ها حک کردن تا چهره‌ها و اسم‌ها زنده بمانند، کتاب شوند، شعر شوند، ترانه شوند. در گوش زمان زمزمه شوند. فریاد شوند. روایت کردن مدام و مستند، گردن‌کشی کردن مقابل طبیعتی‌ست که می‌خواهد بدن را پس بگیرد و شخصیت‌های اصلی را به چرخه‌ی طبیعت برگرداند. وظیفه‌ی ما تماشاگر نبودن است. @simpletales

❤5
July 11, 2026 301 2