نـعنأ منــ چی میدونه از قلبی که شیـفتـهی سـوگ نـگـاهـش شـدهــ؟
نمیـدونه به نـیستی میـکشم زبـونی رو که ریـشهی غـمی بشه توی روح دردمـنـدش، غافله از اینکه فـرمـانـدهِی کـافـرشــ غـم نـگاهش رو میـپـرستـه.. میـبـوسه زخـم تنـش رو جوری که انگار از ژرفای زخمگاهِ وجودش، به معبودِ بیتکرارش دست پیدا کرده؛ چون محض رضای دل فریبیهاش... حتی با وجود روح بی نَـفَسش؛ خـلق نـشده بـلوری سرخـگون تر و قیمتی تر از چـشمهای خیـسش وقتی داره از روح خستـهش برای فـرمـانـدهاش میگه.

15August 15, 2026 1.7K 73