🐢: خیلی استرس داشتم، چون SOTUS مدت خیلی زیادی بود که دیگه وجود نداشت… ۶-۷ سال از آخرین کنسرتمون گذشته بود و اینبار هم یه همکاری خیلی بزرگ با آدمهای زیادیه. اصلاً نمیدونستم بقیه هنوزم به SOTUS علاقه دارن یا نه، چون خیلی کم همدیگه رو میبینیموای الهی بمیرم براتون خب من😭😭
خیلی دلم میخواست یکی رو داشته باشم که بتونم ایدههامو باهاش درمیون بذارم و دربارهی همهچی که از اولین اجرا تا آخرین اجرا تو ذهنم ساخته و پرداخته بودم، باهاش حرف بزنم. اینکه «این ایده دیگه خوب شده؟ کافیه؟» ولی واقعاً حتی یه دوست هم نداشتم که بتونم باهاش دربارهش حرف بزنم
معمولاً همیشه برای این چیزا با پیسینگ حرف میزنم، ولی پیسینگ هر چی من میگم قبول میکنه. همیشه میگه: «آره، میتونیم انجامش بدیم» و نهایت حمایتش رو ازم میکنه. ولی من به کسی نیاز داشتم که گاهی باهام مخالفت کنه، بگه کجای کار ایراد داره، چی هنوز کم داره و خیلی کجاها باید بهترش کنم…
قبل از اینکه با همه تو اتاق تمرین قرار بذارم، واقعاً داشتم از شدت فکر و خیال دیوونه میشدم.
مثلاً وقتی داشتم برای آهنگهای Tasty و Let’s Go برای پیآف آف جومپول ایده میپرداختم، اصلاً نمیدونستم خودش چقدر واقعاً دلش میخواد اونها رو اجرا کنه. من خیلی به این آهنگها اهمیت میدم و انقدر برام مهمن که میترسیدم چیزی که طراحی کردم برای خودشون زیادی سنگین باشه..
اولش واقعاً از شدت استرس داشتم منفجر میشدم، ولی وقتی همه رو دیدم، انگار یه گره توی وجودم باز شد.
کاملاً میفهمم چرا استفهایی که اینقدر برای شو فکر میکنن، مدام دنبال ریزترین جزئیاتن؛ اینکه اینو اضافه کنن، اونو تغییر بدن، یه چیز دیگه بذارن… چون خودم هم دقیقاً همینطوری بودم.
حتی برای آهنگهایی که بدون من میخونن هم موقع طراحی اجرا کلی استرس داشتم. مدام با خودم فکر میکردم: «اصلاً دوست دارن برقصن؟» مثلاً برای GunSmile، این حرکت خوبه؟ بهشون میاد؟
کار به جایی رسیده بود که بعد از هر تمرین، حتی وقتی میرسیدم خونه، حتماً به پیسینگ زنگ میزدم. این دو هفتهی گذشته، واقعاً هر شب بهش زنگ زدم.
همیشه ازش میپرسیدم: «واقعاً با این چیزا مشکلی ندارن؟ یا فقط دارن به خاطر من رودربایستی میکنن؟»
ولی آخرش فهمیدم همهشون واقعاً اوکیان. همین باعث شد یه بار سنگین خیلی بزرگ از روی دوشم برداشته بشه و تمام نگرانیهام از بین بره.
واقعاً میخوام از پیسینگ خیلی تشکر کنم، چون این دو هفته هر شب که بهش زنگ زدم، جوابم رو داد. ما توی این مدت خیلی بیشتر از قبل با هم حرف زدیم…
مخصوصاً بعد از اینکه همه رو دیدم و فهمیدم چقدر همشون خوبن و چقدر مشخصه که دلشون برای همدیگه تنگ شده.
دقیقاً همین چیزی بود که از اول امیدوار بودم اتفاق بیفته.
میخوام از پیسینگ تشکر کنم که همیشه کنارم بود. قبلاً حتی جرئت نمیکردم بهش زنگ بزنم، ولی الان انقدر با هم حرف میزنیم.
ممنونم پی، که اینهمه منو تحمل کردی. واقعاً خیلی کمکم کردی
🦁: حتی بعضی وقتا بهم زنگ میزنی و بعد فقط ساکت میشینی
🐢: ولی پی شنوندهی خیلی خوبیه… هر چی میگم، همیشه جواب میده: «آره… فهمیدم… میدونم چی میگی.»
🦁: من میگم: «یه لحظه صبر کن پی، میخوام برم دوش بگیرم…» بعد تو میگی: «قطع نکن، قطع نکن!»
🐢: معمولاً وقتی پیسینگ میره دوش بگیره، منم میرم دوش میگیرم که بعدش با هم بازی کنیم… و همینطوری مکالمهمون کش پیدا میکنه!
در نهایت، میخوام از این کنسرت تشکر کنم که باعث شد ما حتی بیشتر از قبل به هم نزدیک بشیم.
ما ۱۰ ساله که همدیگه رو میشناسیم، ولی از این به بعد هم قراره مدام از همدیگه چیزهای جدید یاد بگیریم.
هنوز کلی چیز هست که باید باهاشون روبهرو بشیم و کلی راه در پیش داریم…
پس… ممنون❤️🥹
↯
『 #News #Krist #Singto #SOTUS10thYearConcertD2 ☼』
✧ ────────── ✧
↦˒ɢᴍᴍᴛᴠ ɴᴇᴡs˓
