و آن هنگام که غروب دلگیر کلیسا، سرود غمبار راهبه هارا بازخوانی میکرد،… — ʜᴜɢ — TG.ME

و آن هنگام که غروب دلگیر کلیسا، سرود غمبار
راهبه هارا بازخوانی میکرد، سستی ایمانمان با
جام خورد شده کف زمین به رخمان کشیده میشد
و الهه مرگ مارا به اجبار به بند اسارت احترام
میکشید، من شکستم ایمانی از جنس عشق را
تا مسیح شاهد مرگ قلبی باشد که زمانی به نام
تو میتپید و ببیند که معشوق هم روزی به زانوها
درخواهد آمد، برای بخشیده شدن لحظه به لحظه
نفس هایش و من تبدیل به بی ایمانی خواهم شد، که در حضور چشم های پاک مسیح، دیوانه وار جنون عشق را به صلیب خواهد کشید.
مَطرود
July 8, 2024 939 10