دریای عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز معشوق من آبزی‌ست معشوق من ملکه‌ی… — مِهزی — TG.ME

دریای عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز معشوق من آبزی‌ست معشوق من ملکه‌ی دریاست. ستاره‌های دریایی برایش چشمک می‌زنند، می‌خندد، بال در می‌آورند، دنباله‌دار می‌شوند. اسب‌های دریایی برایش خوش‌رقصی می‌کنند. پنگوئن‌ها و خرس‌های قطبی نفسشان را بیشتر و بیشتر حبس می‌کنند تا شاید روزی بتوانند زیر آب ملاقاتش کنند. دریای عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز معشوق من آبزی‌ست عاشق دریاست، وصف دریاست، نمود دریاست، حضور دریاست، معشوق من مادر دریاست. دریا درونش می‌زید، در رگ‌هایش دریا جریان دارد، در قلبش عروسان دریایی عشق‌بازی می‌کنند. دریا را در خشکی می‌گرداند، دریا را قدم می‌زند، دریا را سوار تاب می‌کند، برای دریا می‌نویسد، می‌خواند و می‌خواباندش. دریا در وجود معشوق من رشد می‌کند و اردیبهشت از رحمش متولد می‌شود. معشوق من دریا را زنده نگاه می‌دارد، دریا را می‌زاید و از دریا زاده می‌شود. موهایش را کوتاه کرده و موج‌ها قبل از اینکه به ساحل کمرش برسند از ته موهاش روی پیاده‌رو می‌ریزند.. دریای عزیز لطفا.. آری ساغرکم، با شما هستم، دریای پهناور خردسال من ساغر عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز صبح، خورشید از افق چشمانت طلوع می‌کند، چشمانت را که باز می‌کنی تخت‌خوابمان چونان مست لایعقلی روی دریا تلو تلو می‌خورد، جلوی آینه شفق‌های قطبی را پشت پلک‌هایت میمالی، و اندکی ماسه روی گونه‌هایت می‌پاشی، و لبهایت، لبهایت بی‌مهابا آسمان سرخِ پیش از بارش برفِ شبهای دریا هستند. صبح، از جزیره‌ی آشپزخانه با قایق دو چای برایمان می‌آورم. ساغر عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز مست که می‌شوی، دریا مست می‌شود، از اندوهت طغیان می‌کند، و با صدای خنده‌ات آرام یک گوشه می‌نشیند، مست که می‌شوی دریا مست می‌شود، آب‌ها شراب می‌شوند، کوسه‌ها از ماهی‌ها عذرخواهی می‌کنند، نهنگ‌ها آواز می‌خوانند، ماهی‌ها ساز می‌زنند، پنگوئن‌ها می‌رقصند، و دسته‌جمعی، سمفونیِ هفتمِ اردیبهشت را، زیر آب اجرا می‌کنند. مست که می‌شوی، تنت، ساغری از دریای شراب است در دستان پرروزی من. ساغر عزیز لطفا آرام‌تر موج بریز کشتی‌ها بادبانشان را تا گوش‌هایت برافراشته‌اند، گوشواره‌هایت شده‌اند، به مقصدشان رسیده‌اند، لنگر در گودی ترقوه‌هایت انداخته‌اند، در بندرگاه لبهای من. و اما من، تخته‌پاره‌ای هستم غرق در امواج شورانگیزت، با این امید که کران تا کران تمام بی‌کرانت را کشف کنم, با این امید که ذره ذره‌ی وجودم در وجودت حل شود، زنده‌ام. موهایت را کوتاه کرده‌ای، و موجها قبل از اینکه به ساحل کمرت برسند، از ته موهات روی پیاده‌رو می‌ریزند.. خدا مرا در سراشیبی موهات قرار ندهد.. ساغر عزیزم لطفا آرام‌تر موج بریز قلب من نیز, آبزی‌ست 2/2 با سرمستیِ حاصل حضورت به ساغرجانِ جانِ جانم ♥️ که خدا خاک شما را با شراب سرشته است زادروزت مبارکمان عزیز ابد و هرروز من مهدیِ تو • مهدی عزیزی از مجموعه‌ی: «دختری که نگاه می‌فهمد»‌ برای دوشنبه، هفتمِ دل‌انگیزِ بهشتِ‌ هزار و چهارصد و پنج / مشهد

August 13, 2026 352