بخند!
آری، تو بخند؛
من مدتهاست که خندههایم از لب افتاده، سرد و خاموش شدهاند…
اما گرمیِ لبخند تو، مرا گرم میکند؛
گونههایم را از هم میکِشد
و لبهایم را به خنده وا میدارد…
گویا خندههایت مرضیست واگیردار؛
هنوز لب وا نکردهای،
مرا هم به خنده میاندازی!
حرفهایت،
که از گوشهی لبانت جاری میشوند،
مرا مست میکنند؛
و من، مستِ واژهبهواژهی کلامت میشوم…
مبادا ترکِ لبخند کنی،
که این جان، ترکِ جهان میکند…
_مهدیه مهدوی
8
1August 25, 2026 99 1