🔘 ایران در بیم و امید: از ترومای جمعی تا حیات اخلاقی
ادامهی
1️⃣ ایران امروز؛ جامعهای در وضعیت «درونتروما»
➖ قسمت دوم
⚪️ برای توصیف وضعیت کنونی ایران ترجیح میدهم با احتیاط از اصطلاح «جامعه تروماتیزه» استفاده کنم. دلیل این احتیاط آن نیست که نشانههای ترومای جمعی در ایران وجود ندارند؛ برعکس، در سالهای اخیر بارها شرایط لازم برای شکلگیری ترومای جمعی فراهم شده است. اما بسیاری از الگوهای رایج ترومای جمعی بر رویدادهایی متمرکزند که پایان یافتهاند و جامعه پس از آنها وارد مرحله سوگواری، پردازش و بازسازی شده است. در حالی که در ایران امروز، بخش مهمی از منابع تهدید، ناامنی، فقدان، بیثباتی و سوگ همچنان فعالاند و پایان نیافتهاند. به همین دلیل، مفهوم جامعهی در وضعیتِ «درونتروما» (in-trauma) یا «ترومای طولکشیده» توصیف دقیقتری از وضعیت موجود بهنظر میرسد.
⚪️ یکی از مهمترین ویژگیهای چنین وضعیتی آن است که جامعه هنوز فرصت کافی برای سوگواری، پردازش روانی و معناسازی نیافته است. بسیاری از افراد و گروهها همچنان در حال مواجهه با پیامدهای بحرانهای پیشیناند، در حالی که بحرانهای جدید نیز به آنها افزوده میشوند. در نتیجه، جامعه نه در مرحله ترمیم، بلکه عمدتاً در مرحله سازگاری، بقا و کاهش آسیب قرار دارد. از همین رو، مسئله امروز ایران صرفاً آسیبدیدگی نیست، بلکه تداوم آسیب و انسداد نسبی فرایندهای ترمیم است.
⚪️ در بحثهای مربوط به ترومای جمعی، گاه این نگرانی مطرح میشود که ممکن است تأکید بر آسیبدیدگی جامعه به تقویت احساس درماندگی و تضعیف ظرفیت کنش جمعی منجر شود. در این خصوص باید میان «برچسبزنی» و «صورتبندی علمی مسئله» تفاوت قائل شد. در این زمینه، هر مفهوم علمی ممکن است در صورت استفاده نادرست به سادهسازی واقعیت یا تقویت احساس درماندگی منجر شود؛ اما استفاده دقیق از این مفاهیم لزوماً چنین پیامدی ندارد. برعکس، نامگذاری و صورتبندی رنج جمعی یکی از نخستین گامهای مواجهه با آن است. جامعهای که نتواند تجربه خود را توصیف کند، مفاهیم لازم برای فهم آن را بیابد و روایتهای خود را به حافظهای جمعی تبدیل کند، با دشواری بیشتری میتواند مسیر ترمیم را آغاز کند. از این منظر، مفهوم ترومای جمعی نه برای قربانینماییِ جامعه، بلکه برای فهم بهتر موانع پیش روی آن و شناسایی نیازهای واقعی آن به کار میرود.
⚪️ طرح مفاهیمی مانند ترومای جمعی، سوگ جمعی، آسیب اخلاقی یا زخم تاریخی میتواند به آگاهی بیشتر جامعه نسبت به وضعیت خود، حقوق خود و سازوکارهای آسیبزا کمک کند و در نتیجه زمینه را برای مطالبهگری آگاهانهتر و کنشگری مؤثرتر فراهم سازد. در عین حال، این مفاهیم میتوانند توجه سیاستگذاران را به ابعاد روانی، اجتماعی، اخلاقی و معنایی بحرانها جلب کنند؛ ابعادی که معمولاً در کنار شاخصهای سیاسی، امنیتی یا اقتصادی کمتر دیده میشوند. حتی اگر این مفاهیم به تنهایی راهحل بحرانها نباشند، میتوانند در تبیین مسئله، تعیین اولویتها و جهتدهی به سیاستهای عمومی نقش مهمی ایفا کنند. به همین دلیل، استفاده از آنها نه محدود کردن ظرفیت عمل جمعی، بلکه تلاشی برای افزایش فهم مشترک از واقعیت و یافتن مسیرهای مؤثرتر برای کاهش آسیب و بازسازی اجتماعی است.
* منظور از «حیات اخلاقی جامعه» در این نوشتار ظرفیت جمعی یک جامعه برای بهرسمیتشناختن کرامت انسانی، اذعان به رنج، همدلی با آسیبدیدگان، پاسخ اخلاقی به آسیب، حفظ روابط مبتنی بر اعتماد، مسئولیت و حقیقت، و فراهم کردن امکان کنش اخلاقی در سطح فردی و نهادی است. در این معنا، حیات اخلاقی نه صرفاً حاصل منش یا فضیلت اخلاقی افراد، بلکه محصول تعامل میان هنجارهای اجتماعی، نهادها، فرهنگ عمومی و الگوهای روابط انسانی است.
ادامه دارد...
زینب رازانی روانشناس مرکز مشاوره دانشگاه علوم توانبخشی وسلامت اجتماعی
-
https://t.me/Mefdatavanbakhshi
2
1September 5, 2026 163 1