⚠️ لغات مشابه
📗 انتخاب شده از جزوات استاد سیادت
✅ obligation
الزام - تعهد-وظیفه
✔️ to fullfil financial obligations
به انجام رساندن تعهدات مالی
⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️
✅ Obliged
قدردان ، ممنون ، دارای حس انجام وظیفه
✔️I'm much obliged to you for helping us.
به خاطر کمک شما ، من قدردانتان هستم.
⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️
✅ obligated=obliged
✔️He felt obligated to help.
او احساس وظیفه میکرد تا کمک کند.
⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️ ⬜️
✅ obligate
متعهد کردن
@Medicallanguage
August 24, 2026 222 2