بعضی آدمها از زندگی ما میرن، اما از ذهنمون نه...
نه چون هنوز «عشق» وجود داره، بلکه چون ذهن دنبال یک چیز ناتمومه؛ یک سؤال بیجواب، یک احساس حلنشده، یا یک نیاز عاطفی که کامل تجربه نشده.
از نگاه روانشناسی، مغز ما با «پایانهای مبهم» راحت کنار نمیاد.
هر چیزی که کامل بسته نشده باشه، تو ذهن به شکل یک پرونده باز باقی میمونه و هی برمیگرده... حتی وقتی خودمون نمیخوایم.
گاهی هم ما درگیر خود اون آدم نیستیم؛
درگیر حسی هستیم که کنار اون آدم تجربه کردیم...
حسی مثل دیده شدن، امنیت، یا ارزشمند بودن.
برای همین فراموشی همیشه به معنی گذشتن نیست؛
گاهی به معنی فهمیدن و ترمیم کردن اون چیزیه که هنوز درون ما باز مونده.
و تا وقتی اون بخش ترمیم نشه، ذهن دوباره و دوباره برمیگرده...
September 6, 2026 12