فاجعههای متوالی _ شهامت او _ زندگی تنیده از این بداقبالیها. خودش را درون تار تنیدهی دردهایش اسیر میکند. روزهایش را گرد محور بازگشت شبانه به خانه، تنهایی، سوظن، و نفرتش بنا میکند. به نظر میآید خشک و رواقی مسلک است. ظاهرا اوضاع روبهراه است. یک روز، حادثهای پیشپاافتاده: یکی از دوستانش او را سربههوا مخاطب قرار میدهد. به خانه میرود. خودش را میکشد. پراکنده
September 19, 2026 25 1