[مجری، با تسلط کامل ، ناگهان ریتم برنامه را میشکند و خطاب به فرماندار و با لحنی رسا، قاطع، پرسشی و آمیخته به حسِ غافلگیری، شعر را آغاز میکند:به کجا میروی... صبر کن...
«به کجا میروی... صبر کن...»
روی «صبر کن» تأکید بیشتری میشود؛ انگار مجری واقعاً میخواهد رفتن را برای چند لحظه متوقف کند.
از اینجا به بعد، شعر نباید یکنواخت و شبیه یک دکلمهی معمولی خوانده شود؛ بلکه باید با تغییر حجم و رنگ صدا، مکثهای کوتاه، کشش روی واژههای کلیدی و تأکیدهای بهجا پیش برود.
مجری باید شعر را زندگی کند، نه صرفاً بخواند؛ بهگونهای که مخاطب احساس کند این کلمات، همین حالا و در همین لحظه، از دل مجری و برای همین خداحافظی متولد شدهاند.]
صبر کن عشق زمینگیر شود، بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود، بعد برو
ای کبوتر، به کجا؟ قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود، بعد برو
لحظهای باد تو را خواند که با او بروی
تو بمان تا به یقین دیر شود، بعد برو
آقای دکتر...
تو اگر گریه کنی، بغض منم میشکند
خنده کن، عشق نمکگیر شود، بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میبارد
صبر کن
صبرکن گریه به زنجیر شود، بعد برو...
جناب آقای دکتر احمدی، فرماندار محترم شهرستان...
بعضی رفتنها، فقط رفتن نیستن...
آدم از یه جایی میره،
اما یه تکه از خودش رو همونجا، جا میذاره.
امروز شاید نوبت خداحافظی شما با این جایگاه باشه،
اما با خاطرههای این مردم که نمیشه خداحافظی کرد.
شما میرید،
اما روزهایی که اینجا گذروندید،
جلسههایی که نشستید،
تصمیاتی که گرفتید،
دلمشغولیهایی که داشتید
و لحظههایی که کنار مردم بودید،
همهش میمونه...
میمونه و میشه بخشی از خاطرهی این شهر.
کاش میشد زمان رو یه کم نگه داشت...
نه واسه اینکه رفتنی نباشه؛
واسه اینکه فرصت بیشتری داشته باشیم.
برای همهی روزهایی که تلاش کردید،
برای همهی ساعتهایی که شاید کسی ندید،
و برای همهی تصمیمهایی که شاید نتیجهشون
فقط در لبخند یه شهروند دیده شد.
جناب آقای دکتر احمدی...
اگه امروز بغضی توی گلوی ما نشسته،
از سر دلتنگیه...
و اگر لبخندی روی لبمونه،
از رضایته؛
از اینکه روزهایی رو در کنار شما پشت سر گذاشتیم
که فراموششدنی نیستن.
بالاخره رسم روزگاره...
آدمها میان،
مسئولیت میگیرن،
تلاش میکنن،
اثر میذارن
و یه روز،
وقتی هنوز حرف برای گفتن زیاده،
راهی فصل بعدی میشن.
اما خوشا به حال کسی که وقتی میره، جای خالیش بیشتر از جایگاهش دیده بشه.
امیدواریم هر جا که فصل تازهی خدمتتون آغاز شد،
همونقدر که اینجا برای مردم وقت گذاشتید،
دل گذاشتید و قدم برداشتید،
اونجا هم سربلند باشید.
برای شما آرزوی توفیق روزافزون داریم داریم،
و روزهایی روشنتر از امروز رو براتون آرزو میکنیم.
و اما قبل از اینکه این لحظه رو به پایان ببریم،
بیایید یه خاطره برای فردا بسازیم.
از همهی مسئولان محترم شهرستان دعوت میکنم
لطفاً تشریف بیارن روی صحنه...
فرماندار محترممون باتفاق معاونینشون
و مدیران محترم شهرستان، شهردار محترم ... و ...
همگی لطفن تشریف بیارید کنار هم قرار بگیریم،
کنار جناب آقای دکتر احمدی،
این لحظه رو در یک قاب ماندگار ثبت کنیم.
عکسی از امروز،
برای فردا...
برای روزهایی که شاید هر کدوم از ما
گوشهای از این سرزمین باشیم
و با دیدن این تصویر،
یادمون بیاد که روزگاری...
کنار هم بودیم،
کنار هم ایستادیم،
و برای این شهرستان تلاش کردیم.
این قاب، قاب خداحافظی نیست؛
قابِ ماندگار شدن یک خاطرهست.
بفرمایید عزیزان...
بیایید این خاطره رو همینجا،
برای همیشه ثبت کنیم.
#پلاتو #تودیع
پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان
🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ
👍 ⚡️
ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•
اولین مرجع تخصصی پلاتو استودیو و استیج در ایران

