«مدّتهاست که توی جمجمهام پر از خالی است. فکرها را خواسته و ناخواسته پس میزنم. چون همه دلمشغولی و دلواپسی است، همه پست و حقیر و از روی درماندگی است که دم صبح، بیشتر آخرهای شب به سراغم میآیند.»t.me/masidiary/1345Translate51August 28, 2025 709