مجهول از جهل میآد؛ از چیزی که نمیشناسیم، از ندونستن.
اما شاید مجهول فقط چیزی نباشه که نمیدونیم. شاید چیزی باشه که هنوز نمیدونیم وجود داره.
میگن نپرسیدنه که عیبه، نه ندونستن.
اگه ندونی باید چی بپرسی چی؟ اگه حتی سوالت هم هنوز به وجود نیومده باشه چی؟ اون وقت دنبال چی باید بگردی؟
بعضی چیزها جواب ندارن. بعضی چیزها حتی سوال هم نیستن.
فقط یه ورق خالیان؛ یه حس مبهم، یه فکر نصفه، یه چیزی که گوشهی ذهنته، ولی هرچی بهش نزدیک میشی، ازت دورتر و دورتر میشه.
شاید همینجاست که مجهول شروع میشه؛ جایی بین چیزی که میدونیم و چیزی که حتی نمیدونیم نمیدونیم.
ما همیشه دنبال جواب بودیم، ولی شاید این یه اشتباهه.
شاید مهمترین چیز، پیدا کردن جواب نباشه. شاید اول باید بفهمیم چه سوالی رو بپرسیم.
چون ممکنه بعضی جوابها سالها کنارمون بوده باشن، فقط ما هنوز سوال درست رو نپرسیده باشیم.
و شاید ترسناکترین بخش ماجرا این باشه که چیزهایی وجود داشته باشن که هیچوقت به ذهنمون نرسه دربارشون سوال کنیم.
نه چون جوابشون سخته؛ چون هنوز نمیدونیم باید به کجا نگاه کنیم.
ما اینجاییم؛ بین فکرهای نصفه و نیمهمون، بین سوالهایی که هنوز پرسیده نشدن، و جوابهایی که ممکنه هیچوقت وجود نداشته باشن.
که شاید روزی، وسط این همه فکر و حرف، بالاخره به چیزی برسیم که مدتها دنبالش بودیم.
شاید یه سوال.
شاید یه جواب.
شاید فقط یه اسم.
و شاید هم هیچکدوم.
شاید مجهول، چیزی نیست که جوابش رو نمیدونیم. شاید مجهول، همون چیزیه که هنوز نمیدونیم باید دربارهش سوال کنیم.
February 15, 2023 4.5K 25