وقتی بچه بودیم، نزدیک عید که میشد، ما را به حمام میفرستادند. چند تا بچه بودیم، بدجنس و بازیگوش. گاهی سه ساعت در حمام میماندیم؛ آن هم حمامهای قدیمی که خزینه داشت. همدیگر را میزدیم و پوست همدیگر را میکندیم و صاحب حمامی چقدر ما را دعوا میکرد! بعضی وقتها هم بیرونمان میکرد، ولی وقتی میآمدیم خانه، پشت گوشها و پاهامان همه کثیف مانده بود. مادر ما هم که خیلی دقیق بود پشت گوشها و آرنجهای ما را نگاه میکرد و میپرسید: اینها چیه؟! ما را تنبیه میکرد و گریه میکردیم. ما حمام رفته بودیم، اما بازی کرده بودیم. در مقام تطهیر نبودیم. رمضانها آمده و رفته، اما ما لعبِ به رمضان داشتهایم و جدی نبودهایم. ماه رمضان که شهر طهور، شهر تمحیص، ماه طهارت، ماه شستوشو است، ماه شستوشوی ما نبوده است. 📚 #اخبات 🖋 #علی_صفائی_حائری 🪧 #نشر_لیلهالقدر
February 25, 2026 50