اول از همه، گل،های لودگی چیه؟
لودگی اینجا صرفا به معنی دلقک بازی نیست. یوزو و اطرافیانش مدام شوخی میکنن، میخندن، کارت بازی میکنن، نقش بازی میکنن و وانمود میکنن همه چیز عادیه. زیر این پوسته یه واقعیت خیلی تاریک وجود داره: یوزو تازه از یه خودکشی ناموفق دونفره که طرف مقابل رو کشته جون سالم به در برده.
این تضاد، کتاب رو میسازه. رنج، شادی. مرگ، زندگی. ناامیدی، خنده. خود واقعی، نقشی که برای دیگران بازی میکنیم.
دازای میگه انسان ها برای اینکه زندگی کنن، مجبورن یک جور دلقک باشن. ما واقعا ناراحتیم، ولی میخندیم. تنهاییم، ولی در جمع شوخی میکنیم. از زندگی خسته ایم، ولی سر میز کارت بازی میکنیم.
عنوان کتاب یه استعاره است: گلهای لودگی یعنی زیبایی های کوچکی که از دل رنج و پوچی بیرون میان.

