خودم را وارد میکنم لبخند بزنم. بیهوده مبارزه میکنم تا بله قوهٔ حیاتم را بازیابم، اما در واقع همچنان درمانده و مأیوسم. با این حال دیگر از اضطرابهایم خبری نیست. با عشقی که در دل دارم، با نگرانی، با عشق. با همان عشق هم تو را در آغوش میگیرم. - آلبر کامو به ماریا کاسارس / جمعه، چهارم آوریل ۱۹۵۸