قوانین/Laws /Νόμοι ،آخرین، طولانیترین، واقعبینانهترین و از جنبههایی متفاوتترین محاوره افلاطون است. او تا واپسین روزهای زندگیش در کاربازاندیشی و بازنویسی قوانین بود چنانکه برخی مفسران برآنند که این اثر ناتمام ماند. قوانین همراهی سهگانه آتنی، کِرتی و اسپارتی است در بنیادگذاری شهری نیک اما ممکن. آنان رهسپار غار زئوس در کوه آیدا میشوند، گویی مسیر حرکت به بیرون غار در جمهور، با قوانین به راهی به درون غار بدل میگردد و افلاطون با حرکت معکوس به سمت غار، به آتن، به جایی که زندگی واقعی در جریان است بازمیگردد تا طرحی از نظام سیاسی ممکن را تصویر کند. در قوانین سقراط غایب است و غیبت او قرین است با حضور غریبهای آتنی که هر چند نامی خاص ندارد ما او را میشناسیم. غیبت سقراط و حضور بیگانهی آشنای آتنی، نشانگر فاصله و استقلال فکری افلاطون در آخرین مرحله اندیشه اوست. او با خودش رویارو میشود، با رویاهایش و شکستهایش، و در میانه یاس و امید راهی به سوی امکان بهزیستی میجوید. افلاطون خود در قوانین حاضر است- حضوری که در پس فرم ظاهری دیالوگ، خبر از نظریه پردازی ایجابی دارد. در قوانین پیش از هر جای دیگری میتوان افلاطون تاریخی و متمایز را دیدار کرد. او پس از شکست رویای برپایی حکومت ایدهآل در سیسیل، و تجربه سهمگین مواجهه با سرشت سرکش انسان در به چنگ آوردن قدرت و انکار خیر و حقیقت، از آسمان آرمانشهر جمهور به زمین واقعی قوانین گام مینهد. درست هم از این روست که همپای نظر به قوانین کرت، اسپارت و آتن، به سنت، تاریخ، آیین و دین، حقوق، نهادهای مدنی، نظام تربیتی، و جزئیات تفصیلی دیگر میپردازد. ایده محوری قوانین، حاصل درسهای زندگی افلاطون در جدال فرساینده نظامهای سیاسی مختلف و نبردهای سخت دولتشهریهای یونانی، آن است که: قدرت وقتی مطلق شود، موجب فساد همگان میگردد حتی فیلسوفان! او با نگرشی واقعبینانه از استیلای شخص به حاکمیت قانون میرسد و حکومت قانون را نه بهعنوان آرمانی دستنیافتنی، بلکه بهعنوان تنها راه ممکن برای مهار قدرت و ایجاد نظم عادلانه در غیاب حاکم فیلسوف معرفی میکند .نظام سیاسی حاکمان فیلسوف در جمهور، به ساختار ورای خواست اشخاص و حاکمیت قوانین میرسد. البته افلاطون تا پایان بر تقدم و اولویت فلسفه بر هر چیز حتی قانون تاکید میکند از این روست که بهترین شهر، شهر آرمانی جمهور است ولی از آنجا که چنین طرحی غیرعملی و شکننده است، حکومت قانون را دومین بهترین حکومت ممکن میداند. اگر واقعیت ممکن عملی، و نه ایدهآل محض نظری منظور باشد، در مرتبه دوم، حاکمیت قانون، بهترین است.برای همین آخرین منزل راه افلاطونی، نخستین شرط امکان استقرار یک نظام سیاسی درست است: حکومت قانون.
✒️سید جمالالدین میرشرفالدین
Forwarded fromآکادمی لوگوس
آکادمی لوگوسJuly 20, 2026 311 1