𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎عشق، گاهی یک اندوهِ شیشهای است. از آن اندوههایی که با هر تپش قلب، گوشهی سینهات را میخراشد و یادت میاندازد که در برابرِ یک نفر، چقدر بیدفاعی. دوست داشتنِ تو، شبیهِ ایستادن بر لبهی یک پرتگاهِ مهآلود است؛ هراسانگیز، اما بهشدت مسحورکننده. وقتی نگاهم…حضورِ سونگهون در کنارش، مثلِ یک لنگرگاهِ امن بود که او را از سرگردانی در دریای افکارش نجات میداد.t.me/limdoxo/370Translate3August 30, 2026 24 1