درباره تجارب زیباییشناسی از دیرباز سخن بسیار گفتهشده و پند بسیار شنیده، اما شاید صحبت امروز کمتر مورد توجه بوده است.
اگر بخواهیم تجربه زیبایی را از دیگر تجارب جدا کنیم باید به نوعی به ویژگی خاص ادراکی آن اشاره کنیم
به کنشی که در مواجهه با زیبایی شکل میگیرد، این کنش برخلاف گفتههای دیگران نه یک کنش محصول محور است که با نتیجه خاصی ارزشمند شود و نه یک کنش فرآیندمحور که فقط انجام بخشی از آن ارزشمند باشد، زیرا داشتن نتیجه همچنان ارزشمند است.
بلکه این تجربه ورای دو کنش قرار دارد، یک وضعیت سوم، حرکت به سوی چیزی که خود چیستی آن برای فاعل مشخص نیست.
و این جایگاه را فقط و فقط ماهیت خود مواجهه زیبایی میتواند توضیح دهد
که در جریان آن ما در تلاشیم به هدفی برسیم و تجربهای زیبایی شناختی داشته باشیم، اما نکته همین است که نمیدانیم این تجربه قرار است چه ماهیتی داشته باشد و چگونه از کار درآید
(برخلاف تجربه عاطفی که در تلاشیم به احساسی برسیم اما هدف مشخص و واضح است)
گویی یک جستجوگری و آزمودن پیاپی و بیقرار در جریان است.
یک تنظیم پیوسته و متقابل و دارای تاریخ!
و همین باعث میشود این تجربه نه فقط یک کنش بلکه نوعی تعامل با ابژه باشد
چرا تاریخ؟ زیرا هر بینایی دارای تاریخ است هر لمسی در هر فردی تاریخ دارد، از زبان گرفته تا فرهنگ و هر چیزی.
و پس از این، چقدر به دنبال تجارب زیباییشناسانه جهانی رفتن یک امر بسیار سخت بنظر میرسد.
زیرا فقط زیبا دانستن یک چیز کافی نیست
آن تاریخ بسیار مهم که هر فرد با خود حمل میکند حتی روی نوع توجه او به زیبایی اثر میگذارد از حرکت مردمک چشمانش گرفته تا برداشت کلی.
آنچه که در واقع اهمیت دارد اصلا توافقنظر یا اختلافنظر در مواجهه با زیبایی نیست بلکه تجربه زیبایی به صورت مشترک با دیگران است.
اینکه درباره اثر هنری با یکدیگر موافق باشیم یا نه، در مقایسه با صمیمیتی که تجربه «زیباییشناختی مشترک» ایجاد میکند امری بسیار ناچیز است، یک نسخه ضعیف از احساس نزدیکی.
یعنی وقتی در یک اتاق همگان به نقاشی مونالیزا نگاه میکنند، گویی یک «رقص نامرئی و پنهان» در آن اتاق در جریان است.
رقصی که همان تجربه زیبایی به صورت مشترک است، یک دستاورد مشترک برای آدمی
و روشن است که دستاورد مشترک نزدیکی را محقق میکند
آن «رقص مشترک» که به گمانم عمیقترین و شگفتاور ترین رقص انسانیست
به زیباترین شکل ممکن پنهان شده و مثل یک فرشته رقاص، دست ما را بدون آنکه بدانیم در دست هم میفشارد.
پس در مواجهه با زیبایی، فقط زیبایی کشف نمیشود خودی تازه در ما پدید میآید، خودی که در نحوه دیدن آن زیبایی کشفش کردیم
و رقصی پنهان میان ما شکل میگیرد. رقصی که شاید پیش از هر توافقی، امکان نزدیکی ما را فراهم میکند.
15
5
2
1
1September 27, 2026 275 4