پدرم نزدیک به دو ماه تو بخش ICU بستری بود. آخرین باری که زنده دیدمش،… — Kosar :) — TG.ME

پدرم نزدیک به دو ماه تو بخش ICU بستری بود. آخرین باری که زنده دیدمش، دو روز پس از ایست قلبی و احیاش بود. استرس داشتم که نکنه دیر بشه و دیگه نتونم ببینمش. وقتی رفتم کنار تختش، دیدم چشماش بازن و به سقف خیره شده. سطح هوشیاریش پایین بود و نمی‌تونست تماس چشمی برقرار کنه. صداش کردم و دیدم از گوشه‌ی چشمش اشک اومد. دستم رو گذاشتم روی دست متورم و کبودش و ازش خواستم دستم رو بگیره. دیدم انگشتاش رو کمی خم کرد. اون لحظه اشک شوق ریختم از اینکه فهمید کنارشم و به حضورم واکنش نشون داد. انگار می‌خواست فقط همون یک روز رو دوام بیاره تا پسر رنج‌کشیده‌ش ناامید برنگرده. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روزی پدرم رو در حالی که اینتوبه شده و معده و ریه‌ش لوله‌گذاری شده و کاملا بی‌حرکته ببینم و اشک شوق بریزم. تو اون نیم ساعت تایم ملاقات، اتصال دستم رو به دست کم‌جانش حفظ کردم. هم هیجان‌زده بودم که متوجه بود کنارشم و هم مصیبت‌زده بودم که می‌دونستم آخرین دیداره و قراره به‌زودی تو سردخونه ببینمش.
❤253🔥1
September 4, 2026 2.8K 22