سلام بچهها، نوشتن این متن واقعا برام سخته و یه بغض سنگین توي گلومه. راستش به واسطهي بعضی آدمهایي که اینجا باهاشون آشنا شدم (منظورم رعنا، پریا و بچهها نیستن) و آدمهایي که حیفه اسم آدم روشون گذاشته بشه و باعث شدن این روزها یکي از سختترین دورههاي زندگیم رو تجربه کنم و هنوز نمیدونم قراره چه تاثیر بزرگي روي زندگي و آیندم بذاره. خیلي وقت بود به رفتن فکر میکردم، اما علاقه و دلبستگياي که به جونگکوك، ممبرا و فضاي اینجا داشتم، هر بار منصرفم میکرد. با این حال، اتفاقي که افتاد یه تلنگر جدي براي من بود که به خودم بیام و بیشتر به مسیر زندگیم فکر کنم. امروز همون روزیه که باید دفتري رو که سه سال پیش باز کردم ببندم و به فصل جدیدي از زندگیم برم. همیشه با خودم میگفتم بعد از کامبك یا بعد از یه اتفاق دیگه میرم، اما هیچوقت دل کندن از اینجا برام آسون نبود. چون توي این چنل دوستها و ممبرهاي خیلي خوبي پیدا کردم و لحظههاي قشنگ زیادي رو کنار هم گذروندیم. براي همین میخوام ازتون خداحافظي کنم. فقط خواستم بدونید که هیچوقت فراموشتون نمیکنم و شما و این چنل همیشه بخش مهم و قشنگي از زندگی من خواهید موند. ممنونم براي همهي خاطرهها، حرفها، خندهها و روزهایي که کنار هم بودیم. دوستتون دارم و براتون بهترینها رو آرزو میکنم، دفتر ماوي كوك بسته شد 🤍
810
25
17June 12, 2026 13.4K 91