باز نگاهت از تاریک‌ترین نقطه‌ها به چشمای من خیره شد اشکای سرازیرت مثل… — K’s Archive — TG.ME

باز نگاهت از تاریک‌ترین نقطه‌ها به چشمای من خیره شد اشکای سرازیرت مثل یه دار به گردنم آویخته شد صدات همراه باد منو نوازش می‌کنه هربار سردتر الان کجای این خوابی وقتی من رفتم و تو هنوز اینجایی با یه لبخند ایستادی برات هنوز میخونم که تو تموم حرف این روح بی‌جانی با یه لبخند ایستادی.

April 22, 2026 2.2K 16