نشنیدی غزل از فصل پریشانی من
که کمر بسته ای امروز به ویرانی من
من که دل واپسی ام را همه جا جار زدم
کوچه درکوچه شده صحبت حیرانی من
زدم از حنجره فریاد که بر گرد و ببین
دردل فاصله ها بی سرو سامانی من
شهردل خسته شدازاین همه بی طاقتی ام
جاده ها گل شده از سینه ی بارانی من
غزل شعله ورم را همه از بر شده اند
مهردل سوختگی خورده به پیشانی من
داغ جانبازی من مانده به دوش غزلم
ترسم افشا بشود قصّه ی پنهانی من
من کجا و عزل وشاعری وشعر کجا
توزدی پلکی وشدفصل غزلخوانی من
تا به دریای نگاه تو دلم را زده ام
ساحلی باش برای دل طوفانی من
باورم نیست که با این همه دلدادگی ام
شده ای مایه ی این سر به گریبانی من
#ذبیح_الله_صابری شیراز آباد
Telegram
زیبد خبر
#زيبد_ديار_سرداران_تاريخ_ساز
#زیبد_جایگاه_حماسه_12_رخ
#زيبد_روستاي_تاریخی_نمونه_دفاع_مقدس
#زيبد_بزرگترين_دشت_ريواس_كشور
تاسیس:٩٤/٨/٤
ارتباط با مدیران
@Ajam09158362541

4August 29, 2026 598