“پشت سر مسافر آب میریزیم”،
یه ریشه تاریخی و عجیب داره.
داستان برمیگرده به هرمزان، سردار ایرانی که اسیر شد و حکم اعدامش اومد.
او تشنه بود و آب خواست، اما به خلیفه گفت: “میترسم موقع خوردن من رو بکشید.”
خلیفه قسم خورد: “تا اون آب رو نخوری، در امانی.”
هرمزان هم آب رو ریخت روی زمین!
چون آب ریخته شده بود و نمیشد خوردش، خلیفه مجبور شد طبق قسمش او رو نکشه.
هرمزان با ریختن آب، عمر دوباره گرفت.
ما هم امروز آب میریزیم به امید اینکه مسافرمون مثل هرمزان، از خطرها بگذره و به سلامت برگرده.
شما موقع بدرقه مسافر چه دعایی میکنید؟
خدا پشت پناهت..
دست خدا به همراهت ..
https://t.me/kanoonFPZ

February 4, 2026 232 5