آن شبِ سفید پوش که بوی
تنِ یاس تو با بوسه ی شب
سر به شانه های خیالم می گذاشت
حریر سبز چشمانِ تو چه غمزه ای داشت
آنجا که فرو ریخت آوار یاد تو
بر گونه های شعرِ سپید من
باغِ شعرم پُر شد از ترنم نگاهِ تو
آنگاه که تیغِ زرد آفتاب
می بُرد گلوی شب را
شبنمِ صبح کبود
سایه می افکند بر آبگینه ی روز
آنجا که باد مست شد
به بوسه ی پروانه
دامان گُلدار روز پهن شد
بر ایوان زمین
من بودم و جاده ای بی انتها
چه غباری نشسته بر پنجره های
آبی این شهر
زوزه ی گُرگ بی کسی من
طنین انداز میشود بر
ویرانه ی جانم
ای که گل مست میشود از
خنده ی دلربای تو
بیا
پَر پَر کن گلِ سرخ بودنت را
بر خاکِ گورِ اینِ مردِ خاکستری
#سیامڪ_جعفرے(#غریب_شیرازی)
September 2, 2026 56