آبـی مـوهـای او بـا تـمـام آبـیهای جـهـان فـرق داشـت.
گویـا هر طـره از مـوهایـش که لـطـافـت خاص خـودش را داشـت بـصـورت جـداگـانـه مـزیـن شـده بـودنـد .
او بایـد الـهـه ای باشـد که خـداونـد بـه مـخلـوقات خـود ارزانـی داشـتـه اسـت .
چـشـم هایـش تـمـام هـفـت اقـیـانـوس را بـه سـخـره مـیگـیـرد .
آنـقـدر نـرم مـیـخـنـدد کـه لـطـافـت شـبـنـم در بـرابـر خـنـده هـای دلـفـریـبـش زانـو مـیزنـد.
دنـیـا در بـرابـر تـاج یـاقـوت کـبودش کـه روی طرـه هـای آبـی رنـگـش قـرار دارد هـر مـخـلـوقی را به وسـوسـه ی گـنـاه دعـوت مـیکـنـد .
