#شعر_شب
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد
تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریور ِبیچاره حلق آویز شد
مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد
بی تو یک پاییز ابرم، نم نم ِباران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
#فرهاد_شریفی
🔹کانال تاریخی فرهنگی جوزقان در #تلگرام👇👇
🆔 @jozeghan
🔹کانال تاریخی فرهنگی جوزقان در #روبیکا👇👇
🆔 Rubika.ir/jozeghaan
1September 3, 2026 190