سرد است و درد میکند اینجا سرم هنوز
افسردهحال و منزوی و لاغرم هنوز
کیک تولدیست به دستان پیرش و
گم میکند مزار مرا مادرم هنوز
مادر که فکر میکند اینجای قصه هم
مشتاق بیست و پنجم شهریورم هنوز
معشوق سال اول دانشسرای من
مردی که سر نهاده به خاکسترم هنوز!
پروانههای خشک تو را بوسه میدهند
گلهای خشک حافظهی دفترم هنوز
گاهی که از مزار خودم دور میشوم
از دکهای برای تو گل میخرم هنوز
#مرضیهرستمی
@jorenoosh
September 6, 2026 130 5