شعرشب بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست که ما دو عاشق زاریم و کارِ… — جرعه‌نوش — TG.ME

#شعرشب

بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست
که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاری‌ست

در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست
چه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست

بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرق
که مستِ جامِ غروریم و نام هشیاری‌ست

خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامی‌ست
که زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاری‌ست

لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست

جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست

قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست

بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلکِ سروری به دشواری‌ست

#سحر کرشمهٔ چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست

دلش به ناله میازار و ختم کن #حافظ
که رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست

@jorenoosh
September 5, 2026 41