پادشاهی را وزیری عاقل بود كه از وزارت دست برداشت! پادشاه از دگر… — جربت کهن🏡 — TG.ME

پادشاهی را وزیری عاقل بود كه از وزارت دست برداشت! پادشاه از دگر وزیران پرسید وزیر عاقل کجاست ؟ گفتند از وزات دست برداشته و به عبادت خدا مشغول شده است...
پادشاه نزد وزیر رفت و از او پرسید از من چه خطا دیده ای که وزارت را ترک کرده ای؟

گفت از پنج سبب : اول آنکه تو نشسته می‌بودی و من به حضور تو ایستاده
می‌ماندم اکنون بندگی خدایی می‌کنم که مرا دروقت نماز حکم به نشستن می‌کند !

دوم: آنکه طعام می‌خوردی و من نگاه می‌کردم  ، اکنون رزاقی پیدا کرده‌ام که اونمی خورد و مرا می‌خوارند....

سوم: آنکه تو خواب می‌کردی و من پاسبانی می‌کردم اکنون خدای چنان است که هرگز نمی‌خوابد و مرا پاسبانی می‌کند !

چهارم: آنکه می‌ترسیدم اگر تو بمیری مرا از دشمنان آسیب برسد ،اکنون خدای من چنان است که هرگز نخواهد مرد و مرا از دشمنان آسب نخواهد رسید...

پنجم: آنکه می‌ترسیدم اگر گناهی از من سرزند عفو نکنی، اکنون خدای من چنان رحیم است که هر روز صد گناه می‌کنم و اومی بخشاید!


💯#کانال_جربت_کهن
❤1
August 20, 2026 374 1