🐻: سلاممم کارم تموم شد و الان دارم میرم خونه!! در مورد غذا هم، قبلتر، قبل از فنساین غذا خوردم!! آها، و یه سری از فنها میدونن و یه سری هم نمیدونن، ولی چون فردا دوباره باید برم فرودگاه و اینا، یه چیزی هست که میخوام بهتون بگم، ولی... پام یه کم اذیتم میکرد، برای همین رفتم بیمارستان و گفتن یه مقدار التهاب داره، برای همین یه آمپول هم زدم! و داروهام رو هم مرتب/درست مصرف میکنم! گفتن تا وقتی داروها رو درست مصرف کنم، زود خوب میشه، پس خیلی نگران نباشید!! اطراف انگشت پام هست. پس اگه فردا یه کم لنگلنگان راه رفتم…ㅎ خیلییی نگران نباشید. واقعاً دارم میرم بیمارستان و درست دارم درمان میشم و چیزیه که تا وقتی داروهام رو مرتب مصرف کنم، زود خوب میشه، پس خیلیییی نگران نباشیددد. هفتهی آینده برای اجرا اصلاً مشکلی پیش نمیاد. بقیهی چیزها هم کاملاً خوبهههه. واقعاً میخواستم حتماً بهتون بگم که مشکل خیلی جدیای نیست. حالا بریم سراغ یه موضوع دیگه~ اولین فیلمبرداری «The Listen» هم بدون هیچ مشکلی خوب پیش رفت. ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ بعد از مدتها برای اولین بار بسکینگ (موسیقی خیابونی) انجام دادن خیلی خوش گذشت و به همون اندازه که خوشحالکننده و سرگرمکننده بود، استرس هم داشتم. خیلی دوست دارم زودتر پخش بشه تا خودم هم ببینمش و این حس واقعاً خیلی شدیده/خیلی زیاد منتظرشم!! واقعاً اینکه تونستم در کنار خوانندههای سونبهای که همیشه خیلی دوستشون داشتم، در حالی که به خوندنشون گوش میدادم، این کار رو انجام بدم، تبدیل به یه خاطرهی خیلی خوب و قشنگ شددد. میدونید قبلاً گفته بودم که این اواخر خیلی کارهای مختلف انجام میدادم، و با اینکه تعطیلات بود، انگار اصلاً تعطیلات نبود و مدام مشغول کار بودم، «The Listen» هم یکی از همون کارها بود. ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ ضبط هم داشتم، تمرین با گروه هم داشتم. امیدوارم اکتبر زودتر برسه. خودمم کنجکاوم. میخوام تاریخ اولین پخش رو هم بهتون اعلام کنم، ولی هنوز دقیقاً نمیدونم چه روزیه.. هیهی ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ آها، ۷ اکتبره؟؟ چی، حتی خودمم هنوز نمیدونستم! فقط میدونستم یه زمانی توی اکتبره…ㅎ آها، و وانتیز ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ چرا اون روز انقدر هیجانزده بودم؟ ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ حتی خودمم وقتی داشتم نگاهش میکردم، به زور میتونستم تماشاش کنم. ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ حالا چه سرزنش شده باشم چه نشده باشم، وقتی داشتیم اون رو فیلمبرداری میکردیم، جو خیلی خوب بودㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ همهمون خیلی هیجانزده بودیم، چون فرصتی بود که با بهونهی برنامه، همدیگه رو دست بندازیم و سر به سر هم بذاریم.ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ قسمتهای بعدی وانتیز که قراره منتشر بشن، اونها هم بامزه و سرگرمکنندهان. همهی قسمتهای وانتیز که اون موقع پشت سر هم فیلمبرداری کردیم، موقع فیلمبرداری خیلی بهمون خوش گذشت. دلیل اینکه چرا من/ما اون کندههای چوب رو دستمون گرفته بودیم هم قراره مشخص بشه. ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ و این کاملاً یه موضوع متفاوته، ولی من توی تعطیلات اینور و اونور چندتا چیز ساده هم فیلمبرداری کردم که فکر میکنم تینـیها دوست داشته باشن. نمیدونم هرکدومشون دقیقاً کی آپلود میشن، ولی چیزهای خیلی بزرگی مثل ویدیوهای کاور نیستن… ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ تقریباً رسیدم خونه. و فردا دوباره باید صبح خیلی زود از خونه بزنم بیرون، پس میرم دوش میگیرم و مستقیم میخوابم. شما هم امروز خیلی زحمت کشیدید!! بایییی☺️ دوستتون دارم ❤️
! ! Jongho fromm 🍯
4
3September 4, 2026 175