من کیستم؟
شاید دختری با رویاهایی بزرگتر از آنچه جرئت دارد به زبان بیاورد؛ دختری که تلخی قهوهاش را آرامآرام مینوشد و میان فکرهای بیپایانش گم میشود.
شاید دختری که لابهلای ورقهای کتابهایش پناه گرفته، در جستوجوی خودش میان روان آدمها، پیچیدگیهای انسان و دنیاهایی که هنوز ندیده است.
شاید همان دختری که برای فردایش هزار نقشه میکشد، اما گاهی در سادهترین قدمِ امروز میماند؛
دختری که بیشتر از آنچه نشان میدهد میترسد، بیشتر از آنچه میگوید دلش میشکند،و بیشتر از آنچه باور دارد، توان جنگیدن دارد.
شاید دختری که دلش میخواهد از جایی که ایستاده فراتر برود؛ درس بخواند، کشف کند، سفر کند،و روزی به زندگیای دست یابد که سالها در ذهنش ساخته است.
شاید دختری تنها، میان انبوهی از آدمها؛
گاهی خسته از خودش، گاهی سرشار از امید، گاهی آنقدر در گذشته مانده که آینده را فراموش میکند، و گاهی آنقدر به آینده خیره شده که امروز از دستش میرود.
شاید دختری با قلبی ترسیده، اما رؤیایی سمج؛ دختری که بارها خودش را گم کرده و باز، با تکههای باقیماندهاش،سعی کرده خودش را از نو بسازد
نمیدانم
شاید تمام اینها من باشم
یا شاید هیچکدام
12September 3, 2026 116

