📌 الیگارشی غربگرا، علیه روابط راهبردی ایران و چین
پریسا نصرآبادی
۱. نشست سالانهی شورای رؤسای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در بیشکک پایتخت قرقیزستان با صدور ۲۸ سند همکاری و یک بیانیهی پایانی به اتمام رسید.
در این بیانیه، «کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، نگرانی عمیق خود را نسبت به تحولات خاورمیانه و مشخصاً وضعیت ایران ابراز کردند.» آنها موضع پیشین سازمان همکاری شانگهای مبنی بر «محکومیت حملات نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران که منجر به کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان و خسارات قابل توجه به اقتصاد ایران شده» را تکرار کردند.
کشورهای عضو به مناسبت درگذشت غمانگیز رهبر معظم انقلاب، سیدعلی خامنهای، و خانوادههای قربانیان، مراتب تسلیت صمیمانه خود را به ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران ابراز کردند.
همچنین این کشورها، «با تأکید مجدد بر حمایت خود از حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، خواستار حل و فصل مناقشه، صرفاً از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک» شدند و اعلام کردند که در این راستا، از تمام تلاشها برای کاهش تنش در منطقه استقبال میکنند.
۲. جلسات جانبی نشست شانگهای، فرصت غنیمتی برای تقویت و تقریب روابط راهبردی میان کشورهای عضو، و افزایش هماهنگی در روندهای امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک در پروندههای مختلف است.
اما رویکرد باریبههرجهت ایران در مناسبات راهبردی، به ویژه با اَبَرقدرتی مانند چین در وضعیت کنونی که نظم امنیتی مناطق گوناگون از غرب آسیا تا آسیای میانه و قفقاز و آسیای جنوبی دستخوش تحوّل و دگرگونی است، نشان میدهد که اذهان بسیاری از سیاستگذاران و کارگزاران ایران در سالهای اخیر مطلقاً بیتغییر و ایستا مانده است.
حتی تلاطمهای شدیدی که پس از دو جنگ دهشتناک، ایران را در تمامی وجوه عمیقاً متأثر کرده، نتوانسته است این تفکّر را غالب کند که ایران باید بتواند فراتر از یک بازیگر منطقهای، و در قامت یک قدرت بینالمللی بازی کند و معادلات امنیتی در حوزههای ژئوپلیتیکی مشترک را در سطح قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه تعریف کند.
بازیگری دوگانهی دولتهای همسایه در جنگ جاری نیز ایران را به ضرورت بازاندیشی در چارچوب و سطح مناسبات و بازتنظیم روابط و معادلات با کشورهای منطقه، واقف نکرده است.
از این روست که ایران اساساً بیرون از ادراک سلسله مراتبی از ترتیبات امنیت جمعی بازی میکند و نمیتواند نگاهی متمرکز، لایهای و بلندمدت به ائتلافها، پیمانها و بلوکبندیهای امنیتی درحال تکوین داشته باشد.
در فقدان چنین رویکرد استراتژیکی است که در حاشیهی اجلاس شانگهای، نه تنها رئیسجمهور ایران هیچگونه دیداری با رئیسجمهور چین ندارد تا به طور مثال پیرامون کانالهای مالی پایدار، سرمایهگذاریهای زیرساختی و تعریف پروژههای تولیدی شراکتی پیشنهادهایی را ارائه کند، بلکه وقت خود را با رئیس دولتی (آذربایجان) هدر میدهد که حتی عضو سازمان همکاری شانگهای هم نیست.
۳. در روزهای اخیر و پس از اعلان جنگ اقتصادی وزارت خزانهداری ایالات متحده علیه ایران، چین صراحتاً اعلام کرده است که در برابر تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی آمریکا میایستد و با پروژهی «فشار حداکثری-۲» دولت ترامپ همراهی نمیکند.
علاوه بر این، چین با ابراز مخالفت نسبت به درج مواردی در بیانیهی پایانیِ مورد توافق آمریکا و دیگر کشورها، اجماع در نشست وزیران دارایی گروه ۲۰ (G-20) را برهم زده و از امضای بیانیه خودداری کرده است.
از جملهی این موارد، اعتراض چین به بخشی از بیانیه است که به بحث «تضمین ناوبری قابلپیشبینی از طریق تنگه هرمز» پرداخته است؛ زیرا چین کاملآ به این موضوع واقف است که پیامدهای چنین اجماعی برای افزایش فشار بر ایران در جهت بازگشایی تنگهی هرمز، تنها محدود به ایران نخواهد ماند و ممکن است در آینده، در موضوع تنگهی تایوان و دریای جنوبی چین _که پکن بر آنها حق حاکمیت دارد_ گریبانگیر چین شود.
بنابراین چین به ایران، نه فقط بر مبنای خرید نفت تضمینشده و با قیمت مناسب یا مزیتهای ترانزیتی، بلکه به عنوان یک مؤتلف راهبردی نگاه میکند که از توانمندی برقراری و حفظ موازنهی قدرت در غرب آسیا برخوردار است و میتواند در نبرد هژمونیک چین و آمریکا نقش بهسزایی ایفا کند.
۴. به موازات استنکاف چین از امضای بیانیهای که بندی از آن ناظر بر اجبار ایران به بازگشایی تنگهی هرمز است، بریدهای از یک مصاحبهی منتشرنشده با حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، از رسانهی اکوایران در شبکههای اجتماعی به طور گسترده پخش شد که در آن مرعشی ادعا میکند چین سفر سردار قالیباف به پکن را مشروط به موارد زیر کرده است:
۱- باز کردن تنگه توسط ایران
۲- دریافت نکردن هیچگونه عوارضی
۳- پایان دادن به اختلافات خود با عربستان
۴- پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا
با نگاهی به مورد اول و دوم و مقایسهی آن با موضع چین در قبال بیانیهی گروه۲۰ که در بند قبلی توضیح داده شد، روشن میشود که با یک دروغ بزرگ مواجهایم.
مرعشی به عنوان یکی از شاخصترین چهرههای الیگارشی غربگرای ایران، رسماً در نقش تخریبچی روابط ایران و چین وارد میدان شده است تا با طرح ادعایی بیپایه، در یکی از صدها رسانهی ریز و درشتی که مافیاهای اقتصادی برای تحمیق، دستکاری، و انحراف اذهان عمومی تدارک دیدهاند، روابط راهبردی ایران با کشوری مانند چین در شرایط تحریم و محاصرهی اقتصادی را سست و غیرقابل اتکا جلوه دهند و چنین القا کنند که راهی به جز تسلیم پیش روی ایران باقی نمانده است.
این خط الیگارشیک فاسد با دامن زدن به سندرم چینستیزی و روسیهستیزی، جز ایجاد فشار مصنوعی از پایین برای اجبار حاکمیت به پذیرش تسلیم در برابر خواستهای گزاف آمریکا، هدف دیگری ندارد.چنین اقداماتی در شرایط کنونی، مصداق آشکار خیانت به منافع ملی ایران است.//
182
37
12September 2, 2026 4.5K 78