آشوری و ترجمه شهـریار ماکیاوللی ✍سالار سیفالدینی آشوری افتضاحترین ترجمه ممکن را از شهریار ماکیاوللی انجام داده. همه مفاهیم اصلی نادرست ترجمه شده یا اصلا آشوری معنی آنها را نفهمیده و ترجمه نکرده. مثلا مهمترین مفهوم کتاب واقعیت موثر امر واقع effectual truth را فقط «واقعیت» ترجمه کرده در حالیکه زرکش در ترجمههای خود تاحدی متوجه تفاوت این نوع واقعیتی که ماکیاوللی معرفی کرده با واقعیت عادی، شدهاند؛برای مثال زرکش آن را به «جوهر و حقیقت موضوع» برگردانیده اما گویا آشوری اصلا متوجه موضوع هم نشده. حتی محمود محمود در دهه ۱۳۲٠ تا اندازهای به موضوع نزدیک شده و آن را «عین حقیقت مطلب» ترجمه کرده بود. آشوری Arms به معنای سلاحها را گاهی نیرو، گاه بازو و گاهی سازوبرگ ترجمه کرده و در طول کتاب از نظم پیوسته برخوردار نیست. ویرتو را که یکی از مفاهیم مهم دیگر است یکجا هنر، جایی فضلیت و گاهی هنرهای مردانه ترجمه کرده که بهتر بود به سبک اسکینر فقط ویرتو بنویسید(ع. فولادوند هم چنین کرده). در فصل نهم شهریار که فوقالعاده مهم است، بزرگـان (The great) را «سالاران» ترجمه کرده که تناسبی ندارد. این فصل همان جایی است که ماکیاوللی میگوید: «در هر شهری دو طبع مخالف وجود دارد که از میل بزرگان به چیرگی بر مردم و میل مردم به فرار از چیرگی بر بزرگان ناشی میشود و این دو میل نیز سه اثر میتواند داشته باشد که عبارتاند از شهریاری، نظام آزادی و هرج و مرج» (ترجمه جواد طباطبایی). اما داریوش آشوری «اثر» را «حالت» ترجمه کرده و نوشته «و از این دو خواسته ناهمگون در شهرها یکی از سه حالت پدید میآید...». این واژه در ترجمه انگلیسی منسفیلد effect ترجمه شده. معلوم نیست چرا آشوری تصمیم گرفته آن را «حالت» ترجمه کند. البته زرکش در ترجمه خودش به درستی «اثر» ترجمه کرده. یکی دیگر از اشکالهای اساسی ترجمه آشوری آن است که سعی کرده، کتابی را که ماکیاوللی خود تصریح کرده که مقید است «ساده بنویسید تا همگان بفهمند»، آشوری آن را دشوار و به تعبیر خودش «کهن شیوهتر» ترجمه کرده، یعنی زبان ساده را نه تنها کهن بلکه به زبانی «کهنتر» درآورده است. نکته پایانی که به نظر میرسد دلیل تولید خیلی از اشکالات در ترجمه آشوری شده این مسأله است که او منبع واحد و معتبری برای ترجمه از انگلیسی نداشته. در مقدمه کتاب آورده که ترجمه این اثر از روی سه ترجمه انگلیسی انجام شده که مترجمان کتابها عبارتند از George Bull, Luigi Rici, W. k. Marriott. ترجمه یک اثر سیاسی-فکری مهم از چند نصّ مختلف به طوری که متن پایه مشخص نباشد روش درستی نیست، زیرا خود مترجمان فوق هم کتاب را از روی متن ایتالیایی ترجمه کردهاند و احتمالا روشهای متنوعی را دنبال کردهاند. اما بدتر از همه اینکه هیچیک از ترجمههای بالا اعتبار علمی و دقت کافی دستکم به انداز منسفیلد و اسکینر ندارند. ترجمههای مهم شهریار در انگلیسی ترجمههای اسکینر و مهمتر از آن هاروی منسفیلد است ولی حتی خود این دو ترجمه نیز تفاوتهایی دارند. اما آشوری در ترجمه برخی فرازهای مهم حتی به متنهای ترجمهای که خودش نامبرده وفادار نبود. برای مثال مفهوم فوقالعاده مهم واقعیت موثر امور واقع یا effectual truth of the things در ترجمه انگلیسی Rici به صورت real truth of matter آمده است که آشوری آن را صرفاً «واقعیّت» ترجمه کرده: «و بر آنم که به جای خیال پردازی به واقعیت روی میباید کرد...». همین فراز را جواد طباطبایی به این شکل ترجمه کرده: «چون آهنگ آن دارم که برای آنکه گوشی شنوا دارد چیزی سودمند بنویسم به نظرم آمده است که بیشتر حقیقت موثر امر واقع را دنبال کنم تا تصوّر خیالی که از آن داریم». توجه کنیم که ترکیب تصوّر خیالی کاملاً منظور ماکیاوللی از «توهمات سیاسی» را منتقل میکند. مقصود ماکیاوللی از به کار بردن این تعبیر آن بود که نشان دهد سیاستمداران گاهی اهداف و روشهایی را به مردم نشان میدهند که هیچ تناسبی با واقعیتهای موجود (رئالیسم سیاسی) ندارد بلکه براساس وهمیاتسیاسی یا ایدئولوژیک -که نسبتی با واقعیت موجود ندارد- ترسیم میشوند. در دوران ماکیاوللی دستگاه کلیسا و مسیحیت کاتولیک چنین ایدههایی را به وفور ارائه میکرد تا دولتشهرها یا مردم ممالک تابع خلافت پاپی را با وهمیاتی از این دست فریب دهد. پس ماکیاوللی به دنبال تعابیر دقیقی بود که بتواند در قلمروی امن فکری، آن روش را نقد و جایگزینی نیز معرفی کند، برای همین از توهمات ایدئولوژیک با عنوان تصورات خیالی یاد کرده. این تعبیر در ترجمه منسفیلد imagination آمده، که طباطبایی با ترکیب اضافی «تصور خیالی» به فهم این تعبیر کمک کرده. طباطبایی در اشارتی به این نوع توهمات آن را با تعبیر «خیالِ خلّاق» سعدی توضیح داده است. همانطور که واقعیتموثر را با مفهوم سنّتی «نفسالامـر» توضیح داده بود. @JavadTaba 🌲
X (formerly Twitter)Azad Andalibi (@AzadAndalibi) on Xوقتی داریوش آشوری «شهریار» ماکیاوللی را در دست گرفت که بخواند نمیدانستم کدام فصل را میخواهد بخواند. آغاز کرد و معلوم شد سراغِ آخرین فصلِ این کتابِ بزرگ رفته است: «فراخوانشی به ره…سرو ایرانشهر🌲بایگانی طباطبایی: post #413 — TG.ME
August 30, 2026 580 21