📍وزارتخارجه در میدان جنگ (1) لزوم تحول در گفتمان و رویکرد دستگاه دیپلماسی ایران ایران امروز در یکی از دشوارترین مقاطع سیاست خارجی معاصر خود قرار دارد. امروز مقطعی است که در آن رویارویی با آمریکا از سطح فشار سیاسی، تحریم و منازعه غیرمستقیم عبور کرده و به مواجههای مستقیم و جنگ رو در رو بدل شده است. روند رویدادهای ماههای اخیر و همچنان باقیماندن مذاکرات آتشبس در بنبست، بهروشنی نشان میدهد که نمیتوان این وضعیت را یک بحران گذرا قلمداد کرد. مسئله دیگر محدود بر مدیریت یک بحران گذرا نیست، مسئله بازتعریف سیاست خارجی برای محیطی است که قواعد آن با دوران پیش از جنگ یکسان نیست. جنگها بیش و پیش از آنکه مرزها، بودجههای نظامی یا آرایش نیروها را دگرگون کند، ادراک دولتها را از وضعیت تغییر میدهد. برداشت یک کشور از قدرت خویش، از ظرفیت دشمن، از ارزش متحدان، از اعتبار نهادهای بینالمللی و حتی از معنای منافع ملی، میتواند در پی جنگ دستخوش تحول شود. از همینروست که بسیاری از جنگهای تاریخ نقطه آغاز بازنگریهای بزرگ نهادی و فکری بودهاند. بخشی از این تغییرات اختیاریاند و میتوان درباره زمان و دامنهشان تصمیم گرفت، اما بخش دیگری به ضرورتی تاریخی بدل میشوند که نادیده گرفتنشان معمولاً هزینهای بهمراتب سنگینتر از خود تغییر بر جای میگذارد. وزارت امور خارجه ایران اکنون در برابر چنین ضرورتی ایستاده است. دستگاه دیپلماسی در شرایط عادی میتواند با آهنگی کندتر، زبانی حقوقیتر و محاسباتی تدریجیتر حرکت کند، اما در شرایط جنگ و دوران گذار، سیاست خارجی باید بخشی از سازوکار تولید قدرت ملی شود. با این نگاه، آنچه در برابر وزارت خارجه قرار دارد لزوم بازاندیشی در فلسفه عمل این نهاد است، متن پیش رو تاملی دارد بر این اضلاع اصلی این تحول و بازنگری که به عنوان ضرورت تاریخی پیش روی متا قرار گرفته است. ▪️واقعگرایی به جای ایدهآلیسم نخستین تغییر باید در سطح گفتمان سیاست خارجی رخ دهد. ایران امروز بیش از خوشبینی به نظم بینالمللی، به درکی سختگیرانهتر از منطق قدرت نیازمند است. نقطه آغاز واقعگرایی در روابط بینالملل این فرض است که در نظام جهانی مرجعی نهایی و بیطرف وجود ندارد که امنیت دولتها را در همه شرایط تضمین کند. قواعد، نهادها، معاهدات و سازمانهای بینالمللی اهمیت دارند، اما قدرتشان مطلق نیست، بخصوص در زمانی که یکی از طرف های ماجرا ابر قدرت ها هستند و بیش از آن بخصوص در زمانی که دیگر نظم قبلی توان حل و فصل چالشها را از دست داده و جهان وارد دوران گذار و تحول شده است. در این موقعیت امنیت یک کشور را نمیتوان بر حسننیت دیگران، ضمانتهای حقوقی یا توازن و توافق موقت با قدرتهای بزرگ بنا کرد. این سخن به معنای نفی دیپلماسی، قطع رابطه با جهان یا جایگزینی گفتوگو با تقابل دائمی نیست، برعکس، واقعگرایی دیپلماسی را ضروری میشمارد، اما آن را ابزار قدرت میبیند، نه جایگزین قدرت. تمایز اصلی درست همینجاست. دیپلماسی واقعگرا پیش از امضای هر توافق میپرسد، این توافق چه ظرفیتی برای ایران میآفریند؟ کدام آسیبپذیری را کاهش میدهد؟ چه اهرمی به دست طرف مقابل میسپارد؟ و از همه مهمتر، هزینه نقض آن برای طرف مقابل چقدر خواهد بود؟ در سالهای گذشته، بخشی از سیاست خارجی ایران بر این پیشفرض استوار بوده که میتوان در روابط بین الملل و در تعامل با قدرتها، نقطهای از تعادل یافت و با تکیه بر آن، فشارها را مهار کرد. این منطق شاید در دورههای نسبتاً باثبات نظام بینالملل برای کوتاه مدت کارساز باشد، اما در دوران گذار نظم بین الملل، رقابت شدید و جنگ، جست و جوی یک نقطه تعادل نه منطقی است و نه کافی. چرا که وقتی موازنه جهانی خود در حال جابهجایی است، آن نقطه تعادل نیز پیوسته تغییر مکان میدهد. نقطه تعادلی اگر یافت شود در آن پایداری نیست، اگر توافقی حاصل شود به محض تغییر محاسبات همه آن توافقات پیشین نقض میشود کما اینکه پیش از این نیز چنین شد، نمونه روشن آن را می توان در رفتار آمریکای ترامپ و آمریکای بایدن در برجام، مشاهده کرد. ... ادامه در پست بعدی 🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی https://t.me/jafarhasankhani
Telegramایران اندیش | جعفر حسنخانینه غرباندیشی، نه شرقشناسی و نه غربشناسی، بلکه ایراناندیشی تأملات جعفر حسنخانی سیاست پژوهوزارتخارجه در میدان جنگ (1) لزوم تحول در گفتمان و رویکرد دستگاه… — ایران اندیش | جعفر حسنخانی — TG.ME
August 18, 2026 816 3