اورجینال پوستر درباره دیدارش با تهیونگ گفته: هنوز واقعاً نمیتونم… — 𝐢𝐭𝐬ⓥ𝐝𝐢𝐚𝐫𝐲 — TG.ME

اورجینال پوستر درباره دیدارش با تهیونگ گفته:
هنوز واقعاً نمیتونم باورش کنم. تنها چیزی که میدونستم این بود که دلم میخواست گریه کنم و واقعاً داشتم از شدت هیجان میلرزیدم. صورتش خیلییی کوچیک بود. وقتی برای اولین بار وارد شد، خواهر بزرگ‌ترم گفت: ”این تهیونگ نیست؟“ چون واقعاً خیلی شبیه خودش بود. ولی من هنوز باور نکرده بودم و مدام میگفتم: ”نه، نه، امکان نداره، خودش نیست“ خواهرم بهم گفت: ”اگه باورم نمیکنی، برو پایین و یه نگاهی بنداز“ و اون لحظه بود که خودم واقعاً نگاهش کردم. کاملاً خشکم زد. داشتم با خودم فکر میکردم واقعاً خودش تهیونگه یا نه و نمی‌دونستم باید ازش بپرسم یا نه. ولی آخرش دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و با خجالت پرسیدم: ”واقعاً ببخشید که مزاحمتون میشم، ولی... شما تهیونگی هستید؟“ و این مرد واقعاً خوش‌قیافه، با یه حالت خیلی جدی و intimidating اونجا نشسته بود و همین باعث شد من حتی بیشتر استرس بگیرم. با خودم گفتم: ”حتماً نمی‌تونه خودش باشه“ فقط یکی دو قدم برداشته بودم که با مهربونی گفت: ”منم واقعاً متأسفم، ولی... می‌شه آهنگ‌های ما رو پخش نکنید؟“ من واقعاً شوکه شدم، چون دقیقاً همون لحظه داشتم Dope رو پخش میکردم 😭 پس سریع گفتم: ”بله، بله، حتماً، خاموشش میکنم“ و با عجله آهنگ رو قطع کردم. بعد، وقتی داشتن غذاشون رو تموم می‌کردن و آماده رفتن میشدن، ازش پرسیدم: ”اشکالی داره برام یه امضا بذارید؟“ عذرخواهی کرد و گفت: ”واقعاً متأسفم، ولی فکر نکنم بتونم“ من هم احساس بدی پیدا کردم و گفتم: ”اشکالی نداره، ببخشید“ و برگشتم و رفتم. نگران بودم که شاید معذب شده باشه، برای همین سعی کردم طوری رفتار کنم که انگار نمیدونم اون کیه. هر وقت میز اون‌ها چیزی سفارش می‌داد، خودم می‌رفتم و شخصاً سفارش رو براشون میبردم. تا اینکه یه بار خودش اول با من صحبت کرد و گفت: ”وقتی غذام رو تموم کنم و برم، برات یه امضا می‌ذارم، باشه؟“ من از خوشحالی واقعاً داشتم میلرزیدم و همون‌طور که داشتم غذاشون رو سرو میکردم، از شدت هیجان دست‌هام میلرزید. کل گروهشون هم شروع کردن به خندیدن. بعد بهشون گفتم: ”راستش اون بایس منه، و جونگ‌کوک هم همین‌طور“ و همه‌شون دوباره شروع کردن به خندیدن ㅋㅋㅋ قبل از اینکه برن، یکی از دوست‌هاش اومد سمتم و گفت: ”معمولاً این امضاها رو نمیده“ بعد اسم من رو پرسید و با خودش برد و رفت پیش تهیونگی. وقتی رفتن، تهیونگ امضاش رو روی میز برای من گذاشته بود.
💋29😭5
September 28, 2026 81 2