قدیمترها برای ورود به سایت باید دو کلمه نامنظم رو تایپ میکردید. سیستم جواب کلمه اول رو میدونست، اما کلمه دوم بخشی از کتابهای قدیمی اسکنشده بود که هوش مصنوعی نمیتونست بخونه. گوگل از جواب میلیونها کاربر برای دیجیتالی کردن کتابها و آرشیو روزنامهها استفاده کرد
چون هوش مصنوعی یاد گرفت این نوشتههای درهموبرهم رو با دقت بالایی بخونه. برای همین کپچاها به روشهای جدیدتری روی آوردن؛ مثلاً بررسی رفتار ماوس
حرکت دست انسان کاملاً صاف و یکنواخت نیست؛ لرزشهای کوچیک داره و معمولاً نزدیک دکمه سرعتش کم میشه. اما رباتها اغلب حرکتهای منظمتری دارن. البته این فقط یکی از نشونههای تشخیصه، نه یک معیار قطعی.
سیستمهای پیشرفته کپچا میتونن اطلاعاتی مثل مشخصات مرورگر، سیستمعامل، فونتها، سختافزار و الگوی تعامل شما با صفحه رو بررسی کنن تا احتمال ربات بودن رو تخمین بزنن.
چون ممکنه صدها یا هزاران نفر از یک IP مشترک استفاده کنن. اگر اون IP رفتار مشکوکی داشته باشه، درخواستهای بعدی هم ممکنه امتیاز ریسک بالاتری بگیرن و مجبور بشید تصاویر بیشتری رو انتخاب کنید.
تصاویر کپچا در پروژههایی مثل آموزش سیستمهای تشخیص تصویر و خودروهای خودران هم استفاده شدن. یعنی با انتخاب چراغ راهنمایی، دوچرخه یا خط عابر، در برچسبگذاری تصاویر برای آموزش مدلهای بینایی ماشین مشارکت میکردید
در نسخههای پیشرفته مثل reCAPTCHA نامرئی، سیستم بدون نمایش چالش مستقیم، از رفتار کاربر امتیاز ریسک محاسبه میکنه و فقط در صورت مشکوک بودن، تست تصویری نشون میده.
@ITSecurityComputer


