چهل روز در فراق
چهل روز است که صدای خندهات در راهروهای دانشکده طنینانداز نمیشود
چهل روز است که دیگر کسی لبخند پر شور و اشتیاق تو را نه دیده، و نه جملات پُرمِهرت را خطاب به زندگی را شنیده است.
چهل روز است که سرکلاسی ننشستهای
چهل روز است که از فیلمها و کتابها و برنامههایت برای آینده ننوشتهای
چهل روز است که نفسهای پر از زندگیات، بُریده شدهاند.
آزمون پایانترم ندادهای
انتخاب واحد نکردهای
تنها چهل روز؛ یا یک عمر؟!
چهل روز است که در فراقت با مشتهای گره کرده، محکم و استوار، ایستادهایم. تویی که تنها آزادی را فریاد کردی، یادت در ما تا همیشه، زنده خواهد ماند!
چهلمین روز در سوگ سبزترین رها
رها بَهلولیپور💚🍃
انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران
• @italyUt


