💢 نقطه عطف تاریخی؛ وقتی کشورها رسماً بمبدار شدند
در تاریخ نظام بینالملل، لحظاتی کلیدی وجود دارد که قواعد بازی تغییر میکند؛ یکی از مهمترین آنها، زمانی است که کشوری رسماً به سلاح هستهای دست مییابد. این اعلامها هرگز غافلگیرکننده نیستند، بلکه در بستر نقاط عطف تاریخی رخ میدهند و جامعه جهانی در برابر یک واقعیت انجامشده قرار میگیرد و چارهای جز پذیرش ندارد. هر کشور هستهایشده، در مقطعی به این هدف رسیده که شرایط نظام بینالملل به گونهای بوده که امکان توقف یا بازگشت وجود نداشته است.
در ابتدای عصر اتم، هیچ قاعدهای برای منع اشاعه وجود نداشت. جنگ سرد و رقابت ابرقدرتها، دستیابی به بمب را برای قدرتهای بزرگ به یک ضرورت امنیتی تبدیل کرده بود. شوروی (۱۹۴۹) در واکنش به انحصار آمریکا، بریتانیا (۱۹۵۲) برای حفظ جایگاه خود، فرانسه (۱۹۶۰) برای استقلال از ناتو، و چین (۱۹۶۴) در پاسخ به تهدید شوروی، یکی پس از دیگری هستهای شدند. این پنج کشور تا پیش از معاهده NPT در ۱۹۶۸، هیچ محدودیتی بر سر راه خود ندیدند و جنگ سرد بهانهای موجه برای عضویت در باشگاه هستهای بود.
با امضای معاهده NPT در سال ۱۹۶۸، نظم جدیدی در عرصه منع اشاعه حاکم شد. با این حال، نقطه عطف تاریخی بعدی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ بود. در این دوره، نظم دوقطبی جای خود را به نظم تکقطبی داد و آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان، درگیر مدیریت بحرانهای ناشی از فروپاشی شد. این خلأ راهبردی و تغییر موازنه قدرت، فرصتی بینظیر برای هند، پاکستان و کره شمالی فراهم کرد تا به طور آشکار هستهای شوند.
هند در ۱۹۷۴ آزمایش هستهای کرد اما رسماً هستهای نشد. نقطه عطف در مه ۱۹۹۸ رخ داد، زمانی که هند مجموعهای از آزمایشهای علنی را انجام داد. دلیل اصلی این تصمیم، تهدید فزاینده چین بود که از ۱۹۶۴ هستهای شده و در دهه ۱۹۹۰ با رشد اقتصادی و نظامی خود، به خطری جدی برای هند تبدیل شده بود. از سوی دیگر، پایان جنگ سرد و کاهش توجه آمریکا به جنوب آسیا، به هند این اطمینان را داد که میتواند با هزینه سیاسی کمتری این اقدام را انجام دهد. پاکستان نیز به سرعت در واکنش به هند، تنها چند هفته بعد، آزمایشهای خود را انجام داد. جامعه جهانی که در آن زمان مشغول مذاکرات منع جامع آزمایشهای هستهای بود، در برابر عمل انجامشده قرار گرفت و چارهای جز پذیرش واقعیت نداشت.
کره شمالی اما رویکردی متفاوت داشت. فروپاشی شوروی، بزرگترین حامی این کشور، ضربه سنگینی به پیونگیانگ وارد کرد. کره شمالی که تا پیش از آن، امنیت خود را در سایه حمایت شوروی تضمین میکرد، ناگهان خود را در انزوای کامل یافت. از سوی دیگر، تمرکز آمریکا بر سایر نقاط جهان و درگیری در جنگهای عراق و افغانستان، غفلت راهبردی واشنگتن را به همراه داشت. کره شمالی در ۹ اکتبر ۲۰۰۶ اولین آزمایش هستهای خود را انجام داد و به نقطه بیبازگشت رسید.
اسرائیل در مذاکره نیکسون-مایر (۱۹۶۹) با آمریکا به توافق رسید: اسرائیل سلاح خود را آشکارا آزمایش نمیکند و آن را به رسمیت نمیشناسد، و آمریکا بازرسی از دیمونا را متوقف میکند. دلیل: نیاز آمریکا به اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک در برابر شوروی در اوج جنگ سرد. اینگونه «سیاست ابهام» به اسرائیل اجازه داد بدون چالش، هستهای بماند.
بررسی سیر تاریخی هستهایشدن کشورها نشان میدهد که نقطهعطف ورود به عرصه هستهای، بیش از آنکه یک عمل فنی، یک اقدام سیاسی-تاریخی است که در بستر شرایط خاص نظام بینالملل رخ میدهد. جنگ سرد و رقابت ابرقدرتها، به قدرتهای بزرگ اجازه داد تا با هزینه کم هستهای شوند. فروپاشی شوروی و خلأ قدرت ناشی از آن، پنجره فرصتی برای هند، پاکستان و کره شمالی گشود. سیاستهای آمریکا و محاسبات ژئوپلیتیکی، چه در قالب حمایت از اسرائیل و چه در قالب غفلت از کره شمالی، نقش تعیینکنندهای داشت. در تمامی موارد، یک نقطه مشترک وجود دارد: زمانی که جامعه بینالملل در مقابل یک عمل انجامشده قرار میگیرد و به دلیل ناتوانی در ارائه راهحلی قانعکننده، عملاً حضور آن کشور در باشگاه هستهای را به عنوان یک واقعیت جدید میپذیرد. این تاریخ نشان میدهد که در لحظاتی خاص که شرایط نظام بینالملل دستخوش تغییرات بنیادین میشود، «مصلحت» بر «قاعده» غلبه میکند و کشورها با بهرهگیری از پنجرههای فرصت تاریخی، به اهداف خود دست مییابند.
@IRDIPLOMAT
1June 19, 2026 527 7