#استراتژی_سیاسی
💢روابط هند و اسرائیل و تاثیر آن بر ایران
روابط رسمی میان هند و اسرائیل در سال ۱۹۹۲ برقرار شد، اما جهش راهبردی روابط از دهه ۲۰۰۰ به بعد شکل گرفت و در دوره نخستوزیری نارندرا مودی (از ۲۰۱۴) علنی و ساختاری شد. نقطه عطف نمادین، سفر مودی به اسرائیل در سال ۲۰۱۷ بود؛ نخستین سفر یک نخستوزیر هند به تلآویو. از نظر امنیتی و تجهیزاتی، همکاریها مشخص و مستند هستند:
قرارداد سامانه پدافندی باراک-۸ (Barak-8) میان صنایع هوافضای اسرائیل و سازمان پژوهش و توسعه دفاعی هند از حدود ۲۰۰۶ آغاز شد و در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ قراردادهای تکمیلی چند میلیارد دلاری برای نیروی دریایی و هوایی هند امضا شد. خرید و توسعه پهپادهای شناسایی و رزمی مانند هارون و هارپ در دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰. قرارداد خرید سامانههای راداری فالکون در سال ۲۰۰۴ که یکی از بزرگترین قراردادهای دفاعی دوجانبه بود.
در حوزه ژئواکونومیک نیز پروژه مهم کریدور هند–خاورمیانه–اروپا در سال ۲۰۲۳ مطرح شد که هند، اسرائیل، امارات، عربستان، اتحادیه اروپا و آمریکا را به هم متصل میکند و هدف آن ایجاد مسیر تجاری جایگزین میان اقیانوس هند و مدیترانه است.
▪️در مقابل، هند روابط راهبردی مهمی با ایران دارد از جمله سرمایهگذاری و توسعه بندر چابهار از سال ۲۰۱۶ با قرارداد سهجانبه هند–ایران–افغانستان.واردات نفت ایران (تا پیش از تحریمهای ثانویه آمریکا در ۲۰۱۹، ایران یکی از تأمینکنندگان مهم نفت هند بود) و در نهایت اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای دسترسی هند به آسیای مرکزی بدون عبور از خاک پاکستان.
▪️آیا هند بهدلیل نزدیکی به اسرائیل، به سمت تنش با ایران خواهد رفت؟
از منظر راهبردی، پاسخ کوتاه «خیر، مگر در شرایط فشار ساختاری شدید» است. سیاست خارجی هند مبتنی بر «چندهمپیمانی انعطافپذیر» است، نه همپیمانی انحصاری. هند همزمان عضو چارچوبهایی با آمریکا است، از اسرائیل تسلیحات میگیرد، با روسیه همکاری نظامی دارد و با ایران پروژه بندری اجرا میکند. این نشان میدهد که دهلی نو به دنبال حداکثرسازی منافع و حداقلسازی تعهدات ائتلافی است.
برای هند، اسرائیل شریک فناوری-امنیتی است؛ اما ایران یک گره ژئوپلیتیکی حیاتی در اتصال منطقهای است. بنابراین منطق راهبردی هند ایجاب میکند که میان این دو حوزه تفکیک قائل شود. تنش مستقیم با ایران، منافع انرژی و دسترسی ترانزیتی هند را تضعیف میکند و دهلی نو معمولاً از ورود به تقابلهای ایدئولوژیک منطقهای پرهیز میکند.
با این حال، اگر رقابتهای منطقهای در قالب یک بلوکبندی گستردهتر (مثلاً پیوند امنیتی عمیقتر اسرائیل با برخی کشورهای عربی و حمایت فعال آمریکا) شکل بگیرد، هند ممکن است در برخی موضوعات امنیتی به اسرائیل نزدیکتر بایستد؛ اما حتی در این حالت نیز احتمال قطع یا تخریب کامل روابط با ایران پایین است، زیرا منافع ساختاری هند در حفظ کانال با تهران پابرجاست.
▪️روابط هند و اسرائیل از ۱۹۹۲ تاکنون به یک شراکت امنیتی-فناورانه عمیق تبدیل شده و با پروژههای مشخص دفاعی و کریدوری تثبیت شده است. اما این همگرایی به معنای حرکت خودکار هند به سمت تنش با ایران نیست. هند بازیگر موازنهگر است و تا زمانی که منافع انرژی، ترانزیت و ژئوپلیتیکش اقتضا کند، از ورود به تقابل مستقیم با ایران اجتناب خواهد کرد.
▪️ایران نمیتواند هند را وادار کند روابطش با اسرائیل را کاهش دهد، چون دهلینو سیاست موازنهگر و مستقل دارد. اما میتواند با تقویت جایگاه خود در بندر چابهار و کریدورهای ترانزیتی، وابستگی ژئوپلیتیکی هند را افزایش دهد. ارائه مزیتهای انرژی (نفت و گاز رقابتی) نیز ابزار فشار غیرمستقیم محسوب میشود. هرچه منافع ساختاری هند در ایران بیشتر شود، فاصله گرفتن کامل از تهران برایش پرهزینهتر خواهد بود. بنابراین اهرم مؤثر برای ایران «افزایش ارزش راهبردی» است، نه تهدید یا تنش مستقیم. نکته اینجاست بنظر میر سد هند وارد بازی صفر و یکی ایران هرگز نمیشود و سیاست موازنهگر و مستقل خود را حفظ میکند. اگر منافع اقتصادی و ترانزیتی داشته باشد، رابطه با ایران را نگه میدارد، اما همکاری امنیتی با اسرائیل را هم ادامه میدهد. دهلینو بهدنبال بیشینهسازی منافع است، نه انتخاب یک طرف علیه طرف دیگر.
@IRDIPLOMAT
February 27, 2026 954 7